برگردان به زبان ساده
به ره بر یکی پیشم آمد جوان
به تک در پیش گوسفندی دوان
هوش مصنوعی: در مسیرم جوانی را دیدم که به تنهایی دنبالهی یک گوسفند میدوید.
بدو گفتم این ریسمان است و بند
که میآرد اندر پیت گوسفند
هوش مصنوعی: به او گفتم که این ریسمان و بند است که گوسفند را به درون میآورد.
سبک طوق و زنجیر از او باز کرد
چپ و راست پوییدن آغاز کرد
بهنام اعظمیان : طنابی که بر گردن گوسفند بود را از او باز کرد ، و مرد جوان شروع کرد به چپ و راست حرکت کردن ( تا به گوینده بفهماند که این گوسفند بدون طناب و زنجیر هم در پی صاحب گوسفند خواهد آمد )
هنوز از پیش تازیان میدوید
که جو خورده بود از کف مرد و خوید
بهنام اعظمیان : گوسفند بدون طناب نیز همچنان شتابان در پی مرد جوان می دوید ، چرا که از دست مرد جوان جو و گندم خورده بود ( به دلیل محبتی که تز مرد جوان دیده بود همچنان در پی او میرفت )
چو باز آمد از عیش و شادی به جای
مرا دید و گفت ای خداوند رای
هوش مصنوعی: وقتی که او از خوشی و شادی به خانه بازگشت، مرا در آنجا دید و گفت: ای صاحب نظر!
نه این ریسمان میبرد با منش
که احسان کمندی است در گردنش
هوش مصنوعی: این ریسمان به خواست و اراده من نمیکشد، زیرا که نوعی احسان و نیکی است که در گردن او قرار دارد.
به لطفی که دیدهست پیل دمان
نیارد همی حمله بر پیلبان
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و لطفی که دیده است، فیل (象) به هیچ وجه بر پیلبان (فیلران) حمله نخواهد کرد.
بدان را نوازش کن ای نیکمرد
که سگ پاس دارد چو نان تو خورد
هوش مصنوعی: مرد نیکو، به دیگران محبت کن و با مهربانی رفتار کن، زیرا کسی که به نیکی تو را حمایت میکند، هرچند کوچکتر از تو باشد، شایسته احترام است.
بر آن مرد کند است دندان یوز
که مالد زبان بر پنیرش دو روز
هوش مصنوعی: آن مردی که میخواهد دیگران را فریب دهد، مثل یوزی است که دندانهایش را تیز کرده تا به پنیر برسد اما فقط دو روز میتواند به این کار ادامه دهد. این یعنی افرادی که به دنبال نیرنگ و فریب هستند، در نهایت به نتیجهای موقتی دست مییابند و خیلی زود نقشههایشان لو میرود.