برگردان به زبان ساده
نکوکار مردم نباشد بدش
نورزد کسی بد که نیک افتدش
آدم نیکوکار، بدی نمیکند؛ کسی که نیکبخت است، بدی نمیکند.
شر انگیز هم بر سر شر شود
چو کژدم که با خانه کمتر شود
آدم بدکار و شرّ هم بهدنبال بدی است همچون عقرب که کمتر در خانه خود میماند (و در بیرون بهدنبال شرّ و نیش زدن است)
اگر نفع کس در نهاد تو نیست
چنین گوهر و سنگ خارا یکی است
اگر بهدنبال نیکی و خیر رساندن بهدیگران نیستی، بدان که گوهر (ذات) تو مانند سنگ خارا بیارزش است.
غلط گفتم ای یار شایسته خوی
که نفع است در آهن و سنگ و روی
ای دوست گرامی و نیکخو، اشتباه گفتم زیرا در آهن و سنگ خارا و روی هم منفعت هست.
چنین آدمی مرده به ننگ را
که بر وی فضیلت بود سنگ را
ننگ چنین آدمی مرده باشد بهتر است زیرا سنگ هم از او بهتر است.
نه هر آدمی زاده از دد به است
که دد ز آدمی زادهٔ بد به است
چنین نیست که هر آدمیزادی از حیوان بهتر باشد؛ حیوانات از آدمیزادهٔ بد و بدکار بهترند.
به است از دد انسان صاحب خرد
نه انسان که در مردم افتد چو دد
انسان دانا و خردمند از حیوان بهتر است، نه آن انسان که همچون حیوانات وحشی بهمردم حمله میکند و صدمه میزند.
چو انسان نداند به جز خورد و خواب
کدامش فضیلت بود بر دواب؟
اگر انسان بجز خوردن و خوابیدن چیزی نداند؛ چه فضیلت و برتری نسبت به چهارپایان دارد؟
سوار نگون بخت بی راهرو
پیاده برد ز او به رفتن گرو
سوار بدبختی که اسب دارد، اما ایستاده است؛ آدم پیاده از او پیشی میگیرد. (یعنی آدمی باید از عقل و خرد خود بهره ببرد)
کسی دانهٔ نیکمردی نکاشت
کز او خرمن کام دل برنداشت
کسی نبوده که جوانمردی و نیکوکاری کند و از آن بهرمند و شادکام نشدهباشد.
نه هرگز شنیدیم در عمر خویش
که بدمرد را نیکی آمد به پیش
همچنین در عمر خود نشنیدهام که آدم بد، سرانجام خوبی داشتهباشد.