برگردان به زبان ساده
مُرد مرادی، نه همانا که مُرد
مرگ چنان خواجه نه کاریست خُرد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مرگ یک فرد بزرگ و برجسته، تنها به معنای پایان زندگی او نیست. بلکه مرگ او تأثیر و اهمیت کمتری نسبت به کارهای بزرگ و دستاوردهای او ندارد. در واقع، مرگ چنین شخصی کماهمیت به نظر میرسد.
جان گرامی به پدر باز داد
کالبَد تیره به مادر سپرد
هوش مصنوعی: جان عزیز خود را به پدر بازگرداند و بدن تاریکش را به مادر سپرد.
آنِ مَلَک با مَلَکی رفت باز
زنده کنون شد که تو گویی بِمُرد
هوش مصنوعی: آنچه متعلق به پادشاه بود، دوباره به او بازگشت و اکنون به نظر میرسد که او هرگز از بین نرفته بود.
کاه نَبُد او که به بادی پرید
آب نَبُد او که به سرما فِسُرد
هوش مصنوعی: کاه نمیتواند دوام بیاورد، و اگر باد بیفتد، پراکنده میشود. آب هم نمیتواند بماند، اگر سرمای شدید بیفتد، فاسد میشود.
شانه نبود او که به مویی شکست
دانه نبود او که زمینش فِشُرد
هوش مصنوعی: او نه شانهای دارد که موها را باز کند و نه دانهای دارد که زمین او را فشرده باشد.
گنجِ زری بود در این خاکدان
کهاو دو جهان را به جُوِی میشمرد
هوش مصنوعی: این خاک زمین، گنجی با ارزش و گرانبهاست که میتواند تمام زیباییها و معانی دو دنیای مادی و معنوی را در خود جای دهد.
قالب خاکی سوی خاکی فکند
جان و خِرَد سوی سماوات برد
هوش مصنوعی: بدن مادی به سوی خاک بازمیگردد، اما روح و عقل به سوی آسمانها و عالم معنی صعود میکند.
جان دوم را که ندانند خلق
مِصقَلهای کرد و به جانان سپرد
هوش مصنوعی: انسانها از وجود روح یا جان دوم خود بیخبرند، اما این روح به کمال رسید و به معشوق سپرده شد.
صاف بُد آمیخته با دُرد، مَی
بر سرِ خُم رفت و جدا شد ز دُرد
هوش مصنوعی: ساقی، نوشیدنی صاف و خالص را به همراه دُرد به میخانه آورد و در نهایت از دُرد جدا شد.
در سفر افتند بههم ای عزیز
مَروَزی و رازی و رومیّ و کُرد
هوش مصنوعی: ای عزیز، مردم مَرو، رازی، رومی و کُرد در سفر به هم میپیوندند.
خانهٔ خود بازرَوَد هر یکی
اطلس کی باشد همتایِ بُرد؟
هوش مصنوعی: هر کسی به خانهٔ خود بازمیگردد، آیا ممکن است که پارچهٔ ابریشمی همتای لباس باشد؟
خامُش کن چون نُقَط، ایرا مَلِک
نامِ تو از دفترِ گفتن سِتُرد
هوش مصنوعی: سکوت کن، چون به اندازه یک نقطه، نام تو از دفتر ذکر و یاد برداشته شده است.