برگردان به زبان ساده
آن روی چون ماه آن زلف چون مار
گیرم نمائی، کو تاب دیدار
هوش مصنوعی: چهرهات مانند ماه است و موی تو همچون مار پیچیده و جذاب به نظر میرسد؛ ای کاش بتوانم تاب و تحمل دیدنت را داشته باشم.
خواهی که سازی زاهد برهمن
بردار پرده بنمای رخسار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زاهد را به شکلی جدید نشان دهی، باید پرده را کنار بکشی و چهرهات را به نمایش بگذاری.
گر آن پریرو بیپرده بودی
دیوانه کردی ما را به یکبار
هوش مصنوعی: اگر آن زیبای بیپرده و بدون مانع در برابر ما بود، یک بار دیدن او ما را به کلی دیوانه میکرد.
یک ره در آن رو بنگر که بینی
نیکی بخرمن خوبی بخروار
هوش مصنوعی: به یک راهی نگاه کن که در آن خوبی و نیکی وجود دارد، و از این خوبیها بهرهمند شو.
دنیا و عقبیٰ، ما بخش کردیم
اغیار و کونین، ما و سگ یار
هوش مصنوعی: دنیا و آخرت را ما به بیگانگان سپردیم و در این میان، ما و سگهایمان باقی ماندهایم.
این دل ندارد پروای گیتی
این سر ندارد پروای دستار
هوش مصنوعی: این دل به چیزهای دنیا اهمیت نمیدهد و این سر هم به زینت و تزیینات آن فکر نمیکند.