برگردان به زبان ساده
نقابی بر افکن ز پی امتحان را
که تا بینی از جان لبالب جهان را
هوش مصنوعی: نقابی بزن تا ببینی که چقدر از وجود و احساسات درونیات پر شده و چگونه جهان را تجربه میکنی.
چو در جلوه آیی بدین شوخ و شنگی
برقص اندر آری زمین و زمان را
هوش مصنوعی: وقتی که تو با این زیبایی و شوق و نشاط نمایان میشوی، زمین و زمان را به رقص در میآوری.
بروی زمین مهروار ار بخندی
بزیر زمین درکشی آسمان را
هوش مصنوعی: اگر بر زمین مانند ماه بخندی، تاثیر خیرهکنندهات به قدری خواهد بود که حتی آسمان را هم تحت تاثیر قرار میدهد و به زیر زمین میزند.
من از حسرت رویش از هوش رفتم
خدایا شکیبی تماشاکنان را
هوش مصنوعی: من از دیدن زیبایی او چنان مجذوب شدم که بساط یاد و عقل را بر هم زدم. ای خدا، صبر و شکیبایی کسانی که او را تماشا میکنند، در دل به حالشان میسوزم.
به دل زان نداریم یک مو گرانی
که بر سر کشیدیم رطل گران را
هوش مصنوعی: ما به دل اینقدر سنگینی نداریم که یک مو هم بر ما زیاد باشد، چون بار سنگینی را که بر دوش کشیدیم، بسیار بزرگ و سنگینتر از آن است.
بهارت دلا کس ندانست چون شد
بهر حال دریاب فصل خزان را
هوش مصنوعی: در بهار، هیچ کس ندانست چه بر سرت آمد، پس در هر حال، فصل خزان را درک کن.
فراموش کردند از مهربانی
چه افتاد یاران نامهربان را
هوش مصنوعی: دوستان بیرحم فراموش کردند که اگر مهربانی نکنند، چه بلایی بر سرشان میآید.
از آن نام تو بر زبان می نراندم
که میسوخت نام تو کلام و زبان را
هوش مصنوعی: من نام تو را بر زبان نمیآوردم، زیرا نام تو کلام و زبان را میسوزاند.
رضی این چه شور است در نالهٔ تو
که از هوش بردست پیر و جوان را
هوش مصنوعی: این چه شور و هیجانی در فریاد تو وجود دارد که باعث شده هم پیران و هم جوانان از خود بیخود شوند.