برگردان به زبان ساده
مهر بر روی یار باخته رنگ است
ماه پس از حسن آن نگار به تنگ است
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی معشوق، چنان در دل انسان تأثیر میگذارد که حتی ماه هم در مقایسه با زیبایی او کمرنگ و بیروح به نظر میرسد. عشق به محبوب، دل را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و آدمی را دچار حسرت و longing میکند.
روز فراقت شدیم دست و گریبان
روی فراغت ندیدهایم چه رنگ است
هوش مصنوعی: در روز جدایی از تو، خود را در تنگنا میبینم و نمیدانم حالت بیتو چگونه است.
دل که فروغی ز نور عشق ندارد
نیست دگر دل کلیسیای فرنگ است
هوش مصنوعی: اگر دل نتواند از نور عشق روشن شود، دیگر دل همچون کلیسای فرنگ، سرد و پوچ خواهد بود.
نام مبر آنکه را مقید نام است
عشق چه داند کسی که در غم ننگ است
هوش مصنوعی: اگر کسی را به نامش بشناسی، در حقیقت او را به یک قید محدود کردهای. عشق چیزی است که فقط کسی میفهمد که در غم و درد زندگی را تجربه کرده باشد.
گرچه نگاهش به عشوه بر سر صلح است
غمزه و نازش هنوز بر سر جنگ است
هوش مصنوعی: هرچند که او با نگاهی خاص به صلح دعوت میکند، اما طرز رفتار و نازش همچنان حاکی از جنگ و دلشکستگی است.
دست، حمایل بدوش و چشم به ساقی
گوش به آواز نای و نغمه به چنگ است
هوش مصنوعی: دست به حمایل است و بر دوش قرار دارد، چشمانش به ساقی دوخته شده و گوش به صدا و نوازش نی داده و به نغمه چنگ گوش میدهد.
مرد قلندر ز هیچ باک ندارد
کاول گام فنا بکام نهنگ است
هوش مصنوعی: مرد قلندر از هیچ چیز نمیترسد، زیرا آغاز راه او به سوی فنا و نابودی به اندازهای بزرگ است که به مانند طعمهای برای نهنگ میماند.
زخم جراحت برم، چو مرهم راحت
راحت مرحم برم، چو زخم پلنگ است
هوش مصنوعی: زخمی که به من زدهاند، شبیه درد و رنج است؛ اما این را هم میدانم که درمان و آرامش آن زخم، به اندازه خود زخم دشوار و عمیق است.
گو همه عالم بمیر او به چه باک است
گو همه آدم بمیر، او به چه ننگ است
هوش مصنوعی: بگذار همه جهان نابود شوند، او هیچ اهمیتی نمیدهد. بگذار همه انسانها از بین بروند، او هیچ عیبی نمیبیند.
عیش جوانی شد و تو در غم پیری
قافله شد، خیز هان چه جای درنگ است
هوش مصنوعی: عیش و خوشی جوانی به پایان رسیده و تو در فکر مشکلات و غمهای پیری هستی، پس بلند شو و وقت را تلف نکن.
بس که قد من کشید بار فراقت،
دال بر قامتم چو تیر خدنگ است
هوش مصنوعی: به دلیل فراق تو، به قدری قامت من کشیده شده که به تیر و تیرکمان شباهت دارد.
وصف دهانش رضی چه حد بیان است
ختم کن این قصه را که قافیه تنگ است
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و جذابیت دهان معشوق اشاره دارد و میگوید که هر چه درباره آن زیبا بگوییم، باز هم کم است. در ادامه نیز به این نکته اشاره میکند که دیگر نمیتوان ادامه داد زیرا کلمات و قافیهها به تنگی افتادهاند و در واقع نمیتوان حق مطلب را درباره آن زیبایی ادا کرد.