برگردان به زبان ساده
ز کینه دور بود سینهای که من دارم
غبار نیست بر آیینهای که من دارم
هوش مصنوعی: سینهای که من دارم از کینه خالی است و مانند آیینهای پاک و بیغبار است.
ز چشم پرگهرم اختران عجب دارند
که غافلند ز گنجینهای که من دارم
هوش مصنوعی: از چشمان پُر از گوهرم ستارهها شگفتزدهاند، زیرا از گنجینهای که در اختیار دارم بیخبرند.
به هجر و وصل مرا تاب آرمیدن نیست
یکیست شنبه و آدینهای که من دارم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به جدایی و وصال تحمل کنم، چون هر روز و شب برای من شبیه هم است و فرقی نمیکند.
سیاهی از رخ شب میرود ولی از دل
نمیرود غم دیرینهای که من دارم
هوش مصنوعی: آ darkness از چهره شب زود میرود، اما درون من هنوز غم قدیمیای وجود دارد که فراموش نمیشود.
تو اهل درد نهای ورنه آتشی جانسوز
زبانه میکشد از سینهای که من دارم
هوش مصنوعی: تو شخصی نیستی که درد را تجربه کرده باشی، وگرنه شعلهای سوزان از دل من که پر از آتش است، بلند میشد.
رهی ز چشمه خورشید تابناکتر است
به روشنی دل بیکینهای که من دارم
هوش مصنوعی: راهی که من در پیش دارم از نور خورشید درخشانتر است، چرا که دل من پر از محبت و خلوص است و از کینه و تنش پاک است.