برگردان به زبان ساده
زلف و رخسار تو ره بر دل بیتاب زنند
رهزنان قافله را در شب مهتاب زنند
هوش مصنوعی: موهای زیبا و چهرهی تو مانند دزدانی در شب مهتاب به دل بیتاب من حمله میکنند و گمراه میسازند.
شکوهای نیست ز طوفان حوادث ما را
دل به دریازدگان خنده به سیلاب زنند
هوش مصنوعی: هیچ جای نگرانی نیست از طوفانهای مشکلات ما، چرا که دلهای ما به مانند دریاگران به خنده در برابر سیلابها پاسخ میدهند.
جرعهنوشان تو ای شاهد عِلْوی چون صبح
باده از ساغر خورشید جهانتاب زنند
هوش مصنوعی: ای شاهد دلربا و بلندمرتبه، مانند صبح که نور مستی را از جام آفتاب مینوشد، باده را به ما بنوشان.
خاکساران ترا خانه بود بر سر اشک
خس و خاشاک سراپرده به گرداب زنند
هوش مصنوعی: خاکیان و خاکیها، در حقیقت، منزل و محل زندگی تو هستند و در عین حال، احساساتی از جمله اشک و اندوه برای تو دارند. مانند اینکه خس و خاشاک دور یک چادر در چرخش و گرداب هستند.
گفتم: از بهر چه پویی ره میخانه رهی
گفت: آنجاست که بر آتش غم آب زنند
هوش مصنوعی: به او گفتم: چرا به سوی میخانه میروی؟ پاسخ داد: آنجا جایی است که بر آتش غم آب میریزند و درد را تسکین میدهند.