برگردان به زبان ساده
چو من ز سوز غمت جان کس نمیسوزد
که عشق خرمن اهل هوس نمیسوزد
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه من از غم تو نمیسوزد، چون عشق واقعی تنها دلها و جانهای پرهیزگار را میسوزاند، نه کسانی که در پی لذتهای زودگذر هستند.
در آتشم من و این مشت استخوان بر جاست
عجب که سینه ز سوز نفس نمیسوزد
هوش مصنوعی: من در آتش احساسات و دردهایم غرق شدهام و فقط یک تکه استخوان از من باقی مانده است. جالب اینجاست که با وجود این درد و سوزش، سینهام نمیسوزد.
ز داغ و درد جدایی کجا خبر داری؟
تو را که دل به فغان جرس نمیسوزد
هوش مصنوعی: تو از شدت دلتنگی و درد جدایی چه میدانی؟ تو که برای دلتنگیات حتی صدای در جرس هم نمیسوزی.
ز بس که داغ تو دارم چو لاله بر دل تنگ
دلم به حال دل هیچکس نمیسوزد
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و غم تو، دلم چنان درد و غصهای دارد که نظیر آن را حتی برای دیگران هم احساس نمیکنم.
به جز من و تو که در پای دوست سوختهایم
رهی ز آتش گل؛ خار و خس نمیسوزد
هوش مصنوعی: به جز من و تو که بخاطر عشق و محبت به دوست دلی سوختهایم، دیگران در این آتش محبت نمیسوزند و درواقع خار و خس (که نماد چیزهای بیارزش است) نیز نمیسوزند.