برگردان به زبان ساده
کنج غم هست اگر بزم طرب جایم نیست
هست خون دل اگر باده به مینایم نیست
هوش مصنوعی: اگر دلم پر از غم باشد، جایی برای شادی و خوشگذرانی ندارم. حتی اگر شراب داشته باشم، باز هم نمیتوانم از آن لذت ببرم چون قلبم پر از درد و اندوه است.
به سراپای تو ای سرو سهی قامت من
کز تو فارغ سر مویی به سراپایم نیست
هوش مصنوعی: به تمام وجود تو ای سرو زیبای قد، من چنان تحت تاثیر تو هستم که حتی خاطر نداشتن از یک مو از بدنم را نیز ندارم.
تو تماشاگه خلقی و من از باده شوق
مستم آنگونه که یارای تماشایم نیست
هوش مصنوعی: تو محل دیده شدن دیگران هستی و من به قدری از شوق و عشق سرمستم که تواناییش را ندارم تا تو را تماشا کنم.
چه نصیبی است کز آن چشمه نوشینم هست؟
چه بلایی است کز آن قامت و بالایم نیست
هوش مصنوعی: من چه بهرهای از آن چشمه گوارا دارم؟ و چه مصیبت و زحمتی است که از زیبایی و قامت دلربای خودم بینصیبم؟
گوهری نیست به بازار ادب ور نه رهی
دامن دریا چون طبع گهرزایم نیست
هوش مصنوعی: در بازار ادب، جواهری وجود ندارد و اگر بود، من به مانند طبع خودم، نمیتوانستم آن را به دست آورم.