برگردان به زبان ساده
گفت با خاک، صبحگاهی باد
چون تو، کس تیرهروزگار مباد
هوش مصنوعی: در صبح زود، باد به خاک گفت که آرزو دارم هیچکس در زندگیاش به بدبختی و تیرهروزی دچار نشود.
تو، پریشان ما و ما ایمن
تو، گرفتار ما و ما آزاد
هوش مصنوعی: تو در حالتی آشفتهای و ما در آرامش به سر میبریم، تو در بند ما هستی و ما از قید و بند آزادیم.
همگی کودکان مهد منند
تیر و اسفند و بهمن و مراد
هوش مصنوعی: تمامی ماهها همچون کودکان در مهدکودک هستند و هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند.
گه روم، آسیا بگردانم
گه بخرمن و زم، زمان حصاد
هوش مصنوعی: گاهی به جاهای دور سفر میکنم و دنیا را میگردانم، و گاهی در مزرعه مشغول کار میشوم و زمان برداشت محصول را تجربه میکنم.
پیک فرخندهای چو من سوی خلق
کوتوال سپهر نفرستاد
هوش مصنوعی: پیامآور خوشبختی چون من به سوی مردم فرستاده نشد تا به آنها سلام برساند.
برگها را ز چهره شویم گرد
غنچهها را شکفته دارم و شاد
هوش مصنوعی: برگها را از روی چهرهام بردارم و غنچهها را که باز شدهاند، با خوشحالی نگهدارم.
من فرستم بباغ، در نوروز
مژده شادی و نوید مراد
هوش مصنوعی: من به باغ میفرستم، در روز نوروز خبر شادمانی و امید به آرزوها.
گاه باشد که بیخ و بن بکنم
از چنار و صنوبر و شمشاد
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که من اساس و ریشه درختان چنار، صنوبر و شمشاد را از زمین درآورم.
شد ز نیروی من غبار و برفت
خاک جمشید و استخوان قباد
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و توان من، غبار شدم و خاک پادشاه جمشید و استخوانهای قباد نیز از میان رفت.
گه بباغم، گهی بدامن راغ
گاه در بلخ و گاه در بغداد
هوش مصنوعی: گاهی در باغ به خوشی مشغولم و گاهی در دامان دلبر، گاهی در بلخ و زمانی در بغداد.
تو بدینگونه بد سرشت و زبون
من چنین سرفراز و نیک نهاد
هوش مصنوعی: من با این ویژگیهای ناپسند و زشت تو روبهرو هستم، در حالی که من با نهادی خوب و با افتخار هستم.
گفت، افتادگی است خصلت من
اوفتادم، زمانهام تا زاد
هوش مصنوعی: او میگوید که ویژگی من افتادگی است و به خاطر همین افتادگی، در زمانه خود به زمین افتادهام.
اندر آنجا که تیرزن گیتی است
ای خوش آنکس که تا رسید افتاد
هوش مصنوعی: در جایی که تیرانداز دنیا وجود دارد، خوش به حال کسی که وقتی به او رسید، زمینگیر شد.
همه، سیاح وادی عدمیم
منعم و بینوا و سفله و راد
هوش مصنوعی: همه ما در مسیر بیوجودی در سفر هستیم، برخی خوشبخت و بینیاز و برخی دیگر بیچاره و حقیر و انتقادگر.
سیل سخت است و پرتگاه مخوف
پایه سست است و خانه بی بنیاد
هوش مصنوعی: سیل طاقتفرسا و پرتگاهی ترسناک وجود دارد. بنیانها ضعیف و خانهها بیاساس هستند.
هر چه شاگردی زمانه کنی
نشوی آخر، ای حکیم استاد
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که تلاش کنی و مانند شاگردان زمانه خود را تربیت کنی، در نهایت به نتیجه نخواهی رسید، ای حکیم بزرگ.
رهروی را که دیو راهنماست
اندر انبان، چه توشه ماند و زاد
هوش مصنوعی: اگر راهنمای انسان، دیو و شیطانی باشد، او هیچ توشه و زاد و توانی برای مسافرت نخواهد داشت.
چند دل خوش کنی به هفته و ماه
چند گوئی ز آذر و خورداد
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی دل دیگران را در مدت زمان کوتاهی شاد کنی و تا کی میخواهی درباره ماهها و فصلها حرف بزنی؟
که، درین بحر فتنه غرق نگشت
که، درین چاه ژرف پا ننهاد
هوش مصنوعی: کسی که در این دنیای پر از مشکلات و ترفندها غرق نشده است، به این دلیل است که در این چاه عمیق قدم نگذاشته است.
این معما، بفکر گفته نشد
قفل این راز را، کسی نگشاد
هوش مصنوعی: این معما در ذهن هیچکس حل نشد و کسی نتوانست به این راز پی ببرد.
من و تو بندهایم و خواجه یکی است
تو و ما را هر آنچه داد، او داد
هوش مصنوعی: من و تو هر دو در نمیدانم و تحت فرمان و اختیار یکی هستیم. هر آنچه که او به ما عطا کرده است، از جانب همان یک شخص است.
هر چه معمار معرفت کوشید
نشد آباد، این خراب آباد
هوش مصنوعی: هر چه کوشش و تلاشی در راستای فهم و آگاهی شده، این مکان یا حالتی که در آن هستیم هنوز به وضعیت مطلوب نرسیده است و همچنان در وضعیت نابسامانی قرار دارد.
چون سپید و سیه، تبه شدنی است
چه تفاوت میان اصل و نژاد
هوش مصنوعی: وقتی که سپیدی و سیاهی نابود میشوند، دیگر چه فرقی بین اصل و نژاد وجود دارد؟
چه توان خواست از مکاید دهر
چه توان کرد، هر چه باداباد
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند از ترفندها و رفتارهای ناپسند زمانه انتظار داشته باشد. او هر کاری که از دستش برآید را انجام میدهد و باقی را به حال خود میگذارد.
پتک ایام، نرم سازدمان
من اگر آهنم، تو گر پولاد
هوش مصنوعی: اگر من همچون آهن نرم و انعطافپذیر باشم، تو باید محکم و مقاوم مانند پولاد باشی تا بتوانی بر من اثر بگذاری.
نزد گرگ اجل، چه بره، چه گرگ
پیش حکم قضا، چه خاک و چه باد
هوش مصنوعی: در برابر سرنوشت و تقدیر، تفاوتی بین ضعیف و قوی، یا انسان و حیوان وجود ندارد. چه اینکه فردی بیپناه باشد و چه قدرتی در دست داشته باشد، همه در نهایت تحت تأثیر حکمت و قضاوت نامعلوم پیش میروند.