برگردان به زبان ساده
کسی فرهاد را گفتا: کزین سنگ
رها کن دست، گفتش با دل تنگ:
هوش مصنوعی: کسی به فرهاد گفت که از این سنگ دست بردارد، اما او با دلی آزرده پاسخ داد.
ز سنگ بیستون سر چون توان تافت؟
که شیرین را درین تلخی توان یافت
هوش مصنوعی: چگونه میتوان از سنگ بیستون نور و روشنی به دست آورد؟ در حالی که در این تلخی، پیدا کردن شیرینی سخت است.
نظر میکن بنقش دوستان ژرف
ولیکن دور دار انگشت از حرف
هوش مصنوعی: به دقت به رفتار و ویژگیهای دوستانت نگاه کن، اما سعی کن در مورد آنها قضاوت نکن و زود به نتیجه نرسی.
چو اندر دوستی کار تو زرقست
نگویی: از تو تا دشمن چه فرقست؟
هوش مصنوعی: وقتی در دوستی کارهایت نادرست و فریبنده است، نمیتوانی بگویی که تو با دشمن چه تفاوتی داری؟
چه تلخیها که مهجوران کشیدند!
ز شیرینان به جز تلخی ندیدند
هوش مصنوعی: چه تلخیهایی که کسانی که از عشق دور ماندهاند، تحمل کردهاند! از دوستان شیرینزبان جز تلخی و درد چیزی نچشیدهاند.
گل بیخار ازین منزل، که بینی
که چیدست؟ ای برادر، تا تو چینی؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هیچ چیزی بدون مشکلات و چالشها به دست نمیآید. اگر بخواهی چیزی زیبا و مناسب بدست بیاوری، باید با نواقص و سختیها نیز کنار بیایی. پس اگر میخواهی چیزی را به دستآوری، قبل از هر چیز باید به این نکته توجه کنی که برای رسیدن به آن باید تلاش و صبر کنی و از موانع عبور کنی.
مراد دل به انبازیست این جا
مپندار این چنین بازیست این جا
هوش مصنوعی: دل خواهان ارتباطی عمیق و واقعی است، پس گمان نکن که اینجا فقط به سرگرمی و بازی میپردازیم.