برگردان به زبان ساده
ای شب و روز عالم از تو بساز
شب و روزی به کار ما پرداز
هوش مصنوعی: ای شب و روز، تو هستی که عالم را میسازی؛ لطفاً به کار ما روز و شبی بساز که برای ما مفید باشد.
شب نگاهی درین معانی کن
روز لطفی چنانکه دانی کن
هوش مصنوعی: شب را به اندیشه در این موضوعات اختصاص بده و روز را با مهربانی و به شکلی که میدانی، سپری کن.
حبذا از چنان دل افروزی !
اتفاق چنین شب و روزی
هوش مصنوعی: چه خوب است از دلافروزیهایی مانند این! چه خوششانسی است که چنین شبی و روزی پیش میآید.
صاحبا، در شب سعادت خواب
مکن و روز نیک را دریاب
هوش مصنوعی: دوست من، در شب خوشبختی خواب نرو و روز خوب را غنیمت بشمار.
که وجودت به جود فربه باد
روزت از روز و شب ز شب به باد
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که امیدوارم وجود تو با بخشش و مهربانی سرشار شود و روزهایت از روز و شب به خیر و نیکی بگذرد.
تحفه کین مفلس فقیر آورد
در پذیر، ارچه بس حقیر آورد
هوش مصنوعی: هدیهای که این فقیر به مهمانی میآورد، هرچند که بسیار ناچیز و کوچک باشد، ارزش خودش را دارد.
تو که بر فرق آسمان تاجی
به متاع زمین چه محتاجی ؟
هوش مصنوعی: تو که در اوج آسمان قرار داری و با شکوهی مثل تاج بر سر داری، نیاز به چیزهای مادی و دنیوی از زمین نداری.
گر علومست در نوشتهٔ تست
ور سلوکست سر گذشتهٔ تست
هوش مصنوعی: اگر علم در نوشتار تو است، یا اگر سلوک و روش تو در گذشته قرار دارد،
نه بدان آورندت اینها پیش
که شود دانشت به اینها بیش
هوش مصنوعی: اینکه به تو این موارد را میآورند، به خاطر این است که دانش تو دربارهی آنها بیشتر شود.
سخن از خواندنت به کام رسد
چون به نام تو شد به نام رسد
هوش مصنوعی: وقتی نام تو بر زبان میآید، کلام از زیبایی و لذت بیشتری برخوردار میشود.
کاملی را که بنگری از دور
گرچه خامل بود، شود مشهور
هوش مصنوعی: هرگاه کسی را از دور ببینی که به نظر کامل و بیعیب میآید، حتی اگر در واقع نقصهایی داشته باشد، او نام و شهرتی پیدا میکند.
صوت صیت تو در جهانگیری
بر صدای فلک کند میری
هوش مصنوعی: صدای تو در کائنات به قدری پرقدرت است که حتی صدای آسمان را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
قید اقبال در سر قلمت
مرکز فتح سایهٔ علمت
هوش مصنوعی: شکست و پیروزی به کلام تو وابسته است و سایهٔ دانش تو، نقطهٔ شروع کسانی است که به موفقیت میرسند.
مستی خواجگان همنامت
در دو گیتی ز جرعهٔ جامت
هوش مصنوعی: مستی بزرگان و شخصیات همنام تو در دو جهان ناشی از جرعهای از جام توست.
بر تو خوردی ازین جهانداری
که بزرگی ز آسمان داری
هوش مصنوعی: تو به خاطر مقام و جلالی که داری، تحت تأثیر این جهان قرار گرفتهای.
بدعا خواستست شاه ترا
زان پرستد همی سپاه ترا
هوش مصنوعی: شاه از بداوت و بدخواهی دشمنان، از درگاه خداوند دعا میکند تا سپاهش را حفظ کند و از آنها حمایت کند.
با تو همراه کردهاند از غیب
سروری، چون کف کلیم از جیب
هوش مصنوعی: از دور به تو مقام و بزرگی عطا شده است، مانند آن که از جیب موسی(ع) آبی سرازیر میشود.
ای همه ناز و نوشها بتو خوش
ناز ما نیز وقتها میکش
هوش مصنوعی: ای همه زیباییها و لذتها، با تو دلنشین است. ناز و کرشمهی من نیز در بعضی زمانها به چشمت میآید.
طرفه باشد چو موی بر دیبا
ناز کردن ز روی نازیبا
هوش مصنوعی: عجب است که در کنار پارچه نرم و خوشدوخت، به موی زیبا بپردازند و از چهرهای نازک و نازیبا لذت ببرند.
من درین سالها که بی توشه
کرده بودم زاین و آن گوشه
هوش مصنوعی: در این سالها که با بیخبری و کمبود تجربه گذراندن، در گوشههایی از زندگی به دنبال آموختن و کسب اندوختهای بودهام.
ارغنون غمت نواختهام
بدعای تو سر فراختهام
هوش مصنوعی: به خاطر دعای تو، آهنگ اندوهت را نواختهام و به سجده افتادهام.
خانه پرور ز سایه گوید و نور
عاشقانرا چه غیبت و چه حضور؟
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده که در خانهای که پر از محبت و آرامش است، سایه و نور به عاشقان کمک میکنند. به این معنا که برای عاشقان، چه در غیبت و چه در حضور، عشق و محبت همیشه قابل دسترسی است.
مردم این جهان و مرد تویی
نوش داروی اهل درد تویی
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که در این دنیا، مردم در جستجوی آرامش و درمان مشکلات خود هستند و تو به عنوان یک فرد خاص، میتوانی مایه تسلی و امید آنها باشی. تو همان داروی شفابخش برای کسانی هستی که در رنج و درد به سر میبرند.
آن مبین کم سریست یا پاییست؟
بشنو کین سخن هم از جاییست
هوش مصنوعی: آیا دوری از او به خاطر کسی است که سر و پا ندارد؟ این سخن را از جایی شنیدهام.
گر قبول اوفتد رهینم و شاد
و گرش رد کنی، بقای تو باد
هوش مصنوعی: اگر او مرا بپذیرد، خوشحال و راضی میشوم و اگر نپذیرد، برای تو آرزوی طول عمر دارم.
نه که هر مهرهای گهر باشد
کار درویش ما حضر باشد
هوش مصنوعی: هر مهرهای نمیتواند گنجی باشد؛ کار درویش، کاری است که قابل پیشبینی نیست.
چشم کردی بروی هرکس باز
نظری هم بدین غریب انداز
هوش مصنوعی: چشم تو به روی هر کسی باز است و حتی نگاهی هم به این غریب بینداز.
من چگویم : چه کن؟ تو میدانی
مددم کن بهر چه بتوانی
هوش مصنوعی: من چه باید بگویم؟ تو که میدانی، کمکم کن به هر نحوی که میتوانی.
نظری کن به حال من زین به
زانکه من هم رعیتم در ده
هوش مصنوعی: لطفاً به وضعیت من نگاهی بینداز، چرا که من نیز یکی از افراد این جامعه هستم.
ده نشینی چه دیگ جوشاند ؟
جامهٔ مدح در که پوشاند ؟
هوش مصنوعی: زندگی در روستا چه چشمههای شور و شوقی دارد؟ چه کسی میتواند در این فضایی که پر از سادگی و زهد است، لباس تمجید و ستایش را بر تن کند؟
این چنین فضل و خلق باید و خوی
تا توان باخت در معانی گوی
هوش مصنوعی: برای درک معانی عمیق، لازم است که هم virtue و صفات نیکو داشته باشی و هم رفتاری خوب و دلنشین.
از تو گیرد سخن فروغ چو شمع
که بر تست کل معنی جمع
هوش مصنوعی: سخنان زیبا و روشن تو مانند شعله یک شمع است که تمام معناها و مفاهیم را در خود جمع کرده است.
مصر جامع تویی معانی را
پادشاهی و پهلوانی را
هوش مصنوعی: تو همچون کشوری هستی که حامل و گنجینهای از معانی و اندیشههاست، و در این سرزمین، هم بزرگانی چون پادشاهان و هم قهرمانان وجود دارند.
هرکجا این چنین کمالی هست
نطق را اندرو مجالی هست
هوش مصنوعی: هرجا که چنین کمالی وجود دارد، سخن گفتن نیز در آنجا امکانپذیر است.
تا کنونم نبوده ممدوحی
آب توفان آز را نوحی
هوش مصنوعی: تا به حال کسی مثل نوح را ندیدهام که آب توجه و عشقش، مانند توفانی بزرگ باشد.
چون رسید این سفینه بر جودی
عرضه افتد به لحن داودی
هوش مصنوعی: زمانی که این کشتی به قله جودی برسد، به صوتی مشابه با نغمههای داوود (علیهالسلام) عرضه خواهد شد.
در زبور سخن مناجاتم
مشتمل بر فنون حاجاتم
هوش مصنوعی: در کلام من، دعا و نیایش من پر از نکات و رازهای درخواستهایم است.
بنوازم به قدر و اندازه
تا برون آورم تر و تازه
هوش مصنوعی: به اندازه کافی نوازش میکنم تا بتوانم احساسات و حالتی تازه و شاداب را از دل آن بیرون بیاورم.
از نورد سخن نسیجی چند
وز رصدگاه فضل زیجی چند
هوش مصنوعی: از لابلای گفتار، عدهای خاص و از مکانهای معتبر علم و دانش، افرادی قابل توجهی وجود دارند.
گرچه از سیرت هنر پوشی
تن فرو دادهام به خاموشی
هوش مصنوعی: با اینکه خود را با زیباییهای هنر میپوشانی، اما من در سکوت و آرامش، وجود خود را به تو تقدیم کردهام.
دگر اندر خروشم آوردند
همچو دریا به جوشم آوردند
هوش مصنوعی: آنها دوباره من را به هیجان آوردند، مانند دریا که به جوش و خروش میآید.
سخن اوحدی، که میدانی
اندرین روزگار ارزانی
هوش مصنوعی: سخنان اوحدی، که میدانی در این زمان کمارزش شدهاند.
کم به دیوان برند مانندش
ور مدون شود، بخوانندش
هوش مصنوعی: اگر کسی کمگفته یا کمعمل کرده باشد، اگر بعدها به درستی و به طور مرتب نوشته یا بیان کند، به او احترام گذاشته میشود و سخنانش را میخوانند و میپذیرند.
هر مگس انگبین چه داند کرد؟
جز مگس انگبین تواند خورد؟
هوش مصنوعی: هر مگسی که به عسل میرسد، خودش نمیداند چه نعمتی در آن نهفته است. او تنها میتواند عسل بخورد و از لذت آن بهرهمند شود.
مگسی انگبین چو ماه کند
مگسی دیگرش تباه کند
هوش مصنوعی: اگر مگسی که عسل دارد مثل ماه زیبا شود، مگس دیگری با حسادت آن را خراب خواهد کرد.
این سخنهای بکر پرورده
مهل امروز در پس پرده
هوش مصنوعی: این حرفهای تازه و جدید امروز در پس پرده پنهان شدهاند.
شعر نوری ز عرش زاینده است
زان چو عرش استوار و پاینده است
هوش مصنوعی: شعر از نور و روشنی ناشی میشود و به همین دلیل همانند عرش، محکم و ماندگار است.
فیض باید به آسمان قایم
تا بماند چو آسمان دایم
هوش مصنوعی: باید فیض و رحمت به گونهای باشد که مانند آسمان پایدار و همیشگی باقی بماند.
گرچه فوجی به شعر مشهورند
پیش عقل از حساب ما دورند
هوش مصنوعی: با اینکه عدهای در شعر شهرت دارند، اما از دید عقل و منطق، از محاسبات ما فاصله دارند.
اندرین جام کن به لطف نگاه
تا ببینی چو بیژنم در چاه
هوش مصنوعی: در این جام با نگاهی مهربان بنوش تا ببینی چطور مثل یک بیخبر در عمق چاه غرق میشوم.
ای که کیخسرو زمانی تو
کی روا باشد ار ندانی تو؟
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند کیخسرو بودهای، آیا درست است که تو ندانسته زندگی کنی؟
بیژن شیر خفته در زندان
کنده گرگین بیهنر دندان
هوش مصنوعی: بیژن، که مانند شیری قوی و شجاع است، در حبس و در زندگی سخت به سر میبرد، در حالی که گرگی بیهنر و ناتوان، دندانهایش را به نمایش میگذارد.
داری این جام و این گلستان را
بدر افگن سفال مستان را
هوش مصنوعی: این بیت به معنای دعوت به شادی و لذت از زندگی است. شاعر میگوید که با داشتن این جام و گلستان، باید از شادی و زیباییها بهرهبرداری کرد و آنها را به نمایش گذاشت. به عبارتی دیگر، زندگی پر از خوشی و زیبایی است و باید به آن ارزش داد.
چون چراغیست این صحیفهٔ نور
شده نزدیک ازو منور و دور
هوش مصنوعی: این نوشته مانند چراغی است که روشنایی و روشنی به اطرافش میافزاید و هرچه بیشتر به آن نزدیک شوی، روشنتر میشود و هرچه دورتر بروی، نور آن کمتر میتابد.
کش برافروختم به روغن روح
آخر شب به بزمهای صبوح
هوش مصنوعی: در دل شب، با استفاده از روغن خوشبو، شمعی روشن کردم و به جشنهای صبحگاهی رفتم.
هر کرا باشد این چنین گنجی
برده باشد به حاصلش رنجی
هوش مصنوعی: هر کس که چنین ثروتی داشته باشد، به دست آوردنش نیازمند زحمتی است.