برگردان به زبان ساده
خاطر پاک ساکنان قبور
« روح الله روحهم بالنور »
هوش مصنوعی: دلهای پاک ساکنان قبرستان، پر از نور و آرامش الهی است.
همه پرداختند پیش از من
اندرین باب نظم بیش از من
هوش مصنوعی: همه قبل از من در این زمینه شعر گفتند و بیشتر از من در این کار کوشیدهاند.
چه نویسد کسی بدان پاکی ؟
وانگهی ناکسی چو من خاکی ؟
هوش مصنوعی: چه کس میتواند به زیباییهای خالی از عیب بنویسد؟ در حالی که من که خاکی و ناتوان هستم، چگونه میتوانم چیزی بگویم؟
لیکن ارواح زندهٔ ایشان
داده نیرو به بندهٔ ایشان
هوش مصنوعی: اما روحهای زندهٔ آنها به بندگانشان انرژی و قوت بخشیدهاند.
اگرش قطرهایست در کوزه
هم از آن بحرهاست در یوزه
هوش مصنوعی: اگر در کوزه حتی یک قطره وجود داشته باشد، از آن دریاها و عظمتهاست.
روح ایشان مرا چو محرم داشت
هیچ محرومم از کرم نگذاشت
هوش مصنوعی: روح او همچون رازدار و محرم من بود و هیچگاه من را از لطف و بخشش خود محروم نکرد.
به ادب دیدهام عبارتشان
نشدم بیادب به غارتشان
هوش مصنوعی: من از ادب آنها درس گرفتهام و خود را بیادب نمیکنم، حتی اگر بخواهم به غارت و تصرف آنها بپردازم.
دلم ما ز خاطر فسردهٔ خود
چونکه خرسند شد به خردهٔ خود
هوش مصنوعی: دل من به خاطر ناخرسندیهای خود غمگین بود، اما اکنون که کم و کاستیهای خود را قبول کردهام، آرامش یافتهام.
گرد وزر و پی وبال نگشت
در سخن بر کسی عیال نگشت
هوش مصنوعی: چیزی که به زیبایی بیان شده و در کلام کسی به بار نمینشیند، برای کسی بار سنگینی نمیشود یا به زحمت نمیافتد.
لاجرم یافت بیش از اندازه
فیض بر فیض و تازه بر تازه
هوش مصنوعی: بدون شک، از نعمتها و بهرهها به مقدار فراوان بهرهمند شدم و هر روز چیزهای جدید و تازهای به دست آوردم.
گر نگویم که: زهر یا قندست
داند آن کش دلی خردمندست
هوش مصنوعی: اگر نگویم که چه چیزی بهتر است، او که دل و عقلش روشن است، خود میداند که کدام یک زهر است و کدام یک قند.
تحفههاییست کن فکانی این
فیضهاییست آسمانی این
هوش مصنوعی: این نعمتها و بخششها از منبعی الهی و آسمانی به ما رسیدهاند.
سقطی نیست اندرین گفته
عقد دریست پر بها سفته
هوش مصنوعی: در این سخن، چیزی بیارزش وجود ندارد. این موضوع بهسادگی بهنوعی دروازهای گرانبها و با اهمیت است.
گنج معنیست اینکه پاشیدم
نه کتابی که بر تراشیدم
هوش مصنوعی: مقصود من از نوشتههایم به عمق و معناست، نه فقط کلمات و عباراتی که به زیبایی شکلدهی شدهاند.
چون ز تاریخ برگرفتم فال
هفتصد رفته بود و سیوسه سال
هوش مصنوعی: وقتی تاریخ را بررسی کردم، متوجه شدم که هفتصد سال و سی و سه سال گذشته است.
که من این نامهٔ همایونفر
عقد کردم به نام این سرور
هوش مصنوعی: من این نامهٔ ارزشمند را به نام این بزرگوار نوشتم.
چون به سالی تمام شد بدرش
ختم کردم به لیلة القدرش
هوش مصنوعی: زمانی که سال به پایان رسید، ماه کامل را به شب قدرش ختم کردم.
شب او قدر باد و روزش عید
چشم بدخواه از آنکمال بعید
هوش مصنوعی: شب قدر از شبهای بسیار با ارزش و مهم است و روزش هم روز عید است. چشم بدخواهان از این کمال و عظمت دور است و نمیتواند به آن آسیب بزند.