برگردان به زبان ساده
ورندارد ز دین و دانش بهر
از تنش جان جدا کنند به قهر
هوش مصنوعی: اگر از دین و دانش بهرهای نداشته باشد، جان او را از تنش به زور جدا خواهند کرد.
در جهان جای او حجیم بود
آبش از جرعهٔ حمیم بود
هوش مصنوعی: در دنیا، فضای او وسیع و گسترده است و آرامش و شادابیاش به اندازهی یک جرعهی معطر و دلپذیر است.
تنگ ماند برو جهان فراخ
رخ فرا میکند به هر سوراخ
هوش مصنوعی: زندگی محدود و تنگ نظرانه نیست، بلکه دنیا با تمام وسعت و زیباییاش در انتظار ماست. اگر در بستهای بمانیم، تنها با باز کردن دل و چشممان میتوانیم به گستردگی آن پی ببریم. هر گوشهای که به آن توجه کنیم، زیباییها و امکاناتی در آن نهفته است.
گرد او دودهای ظلمانی
از مزاجات جهل و نادانی
هوش مصنوعی: دور او، ابرهای تاریک از ترکیبهای نادانی و جهالت شکل گرفتهاند.
او در آن دودهای آتش ریز
میرود چشم بسته، افتان خیز
هوش مصنوعی: او در میان دودهای آتشین به آرامی و بیخبر از خطرات حرکت میکند و با بیاحتیاطی قدم برمیدارد.
عور ماند، که پرده در بودست
خوار ماند، که عشوهگر بودست
هوش مصنوعی: کسی که در حالتی ناپسند و ضعیف به سر میبرد، نباید انتظار داشته باشد که دیگران به او احترام بگذارند؛ زیرا وقتی در گمنامی و بیپیشینهای به سر میبرد، نمیتواند از زیبایی یا جذابیتهای ظاهری کمک بگیرد.
گه رود با روان غمناکان
گه درآید به گور ناپاکان
هوش مصنوعی: خود به خود، گاهی شادی و گاهی غم به سراغ انسان میآید، گاهی زندگی به مسیر روشن و پاک میرسد و گاهی هم به طریق ناپاک و تاریک.
به هوا بر شود، بسوزندش
بر زمین بگذرد، بدوزندش
هوش مصنوعی: اگه به آسمان برود، باید بسوزد و اگر بر زمین بیفتد، باید آن را بدوزند.
کور و در دست او عصایی نه
عور و بر دوش او کسایی نه
هوش مصنوعی: کسی که نابینا است، در دستانش عصایی دارد که او را راهنمایی میکند و بر دوش او شخص دیگری نیست که به او کمک کند.
تن او قوت مار و طعمهٔ مور
او همی بین و میگذر از دور
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به تضاد و نیاز انسانها اشاره دارد. بدن انسان مانند غذایی برای موجودات دیگر است و در عین حال، فرد همواره به دنبال بهرهبرداری از چیزهایی است که از دور میبیند و برایش جالب و جذاب به نظر میرسند. اگرچه ممکن است نیازهای فوری و نزدیکتر را نادیده بگیرد.
نه ز پس راه یابد و نه ز پیش
نه به بیگانه در رسد، نه به خویش
هوش مصنوعی: نه از پشت میتواند راهی پیدا کند و نه از جلو، نه به بیگانگان میرسد و نه به نزدیکان خود.
رخ به راه آورد، قفاش زنند
باز گردد، به صد جفاش زنند
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهاش را به سمت دیگری برگرداند، به او اشکالاتی میگیرند و وقتی برگردد، به او فشار بیشتری میآورند.
نه گریزندگیش را پایی
نه ستیزندگیش را رایی
هوش مصنوعی: نه کسی توانایی فرار از او را دارد و نه کسی قدرت مخالفت با او را.
جان او در تموز و یخبندان
زنده، لیکن فتاده در زندان
هوش مصنوعی: زندگی او در گرمای تابستان و سرما به طرز شگفتانگیزی ادامه دارد، اما در عین حال در قید و بند گرفتار شده است.
دل او بیضیا و نور و فروغ
گوش او بر گزاف و فحش و دروغ
هوش مصنوعی: دل او خالی از روشنی و نور است و گوشش به شایعات بیپایه و ناسزاها و دروغها گوش میدهد.
ظلمت ظلم بر وی اندوده
چرک بر چرک و دوده بر دوده
هوش مصنوعی: تاریکی و ظلم بر او مانند کثیفی و دودی روی هم انباشته شده است.
تهمت و جهل و حسرت و خواری
فرقت و گمرهی و بییاری
هوش مصنوعی: تهمت و نادانی، حسرت و ذلت، جدایی و نادانی، و بیپناهی.
کرده پهنای خاک تنگ برو
چرخ باریده شوک و سنگ برو
هوش مصنوعی: زمین را در اختیار گرفتهای، دست آسمان به تو باران و سنگریزه میریزد.
جانش از نور علم عاری و عور
تن ز ظلمت بمانده در گل گور
هوش مصنوعی: روح او از نور دانش خالی و جسمش به خاطر ظلمت در گِل قبر باقی مانده است.
زان و حل قوت گذشتن نه
به عمل راه باز گشتن نه
هوش مصنوعی: برای عبور از مشکلات و دشواریها، تنها تلاش و عمل کافی نیست؛ باید راهی جدید برای بازگشت به مسیر درست پیدا کرد.
گرد بر گرد او ز مظلمهها
برقهای جهنده از دمهها
هوش مصنوعی: نیروهایی همچون برق و روشنایی از اطراف او را احاطه کردهاند، به طوری که این انرژیها از نفس او به وجود آمده و به اطراف پراکنده شدهاند.
صحبتش با بدان و نیکی نه
سر او پر خمار و سیکی نه
هوش مصنوعی: او با افراد بدگفتار نمیکند و همچنین نیکیاش از حالت مستی و سرمستی نیست.
کارش از دست رفته، سر در پیش
دیده احوال خویش و رفته ز خویش
هوش مصنوعی: او کارش را از دست داده و در حال حاضر به وضعیت خود فکر میکند و از خود فاصله گرفته است.
چون در آید سرش ز غفلت نوم
بشناسد که : «لیس ظلم الیوم»
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از خواب غفلت بیدار میشود، متوجه میشود که امروز هیچ ظلمی وجود ندارد.
دوزخ نقد مفسدان اینست
نسیه خور صد هزار چندینست
هوش مصنوعی: دوزخ واقعی مفسدان در دنیا همین است که آنها در آخرت به عذاب میافتند، چرا که این عذاب نتیجه کارهای نادرست و نتایج منفی اعمال آنهاست. جریمه و کیفر آنها در زندگی آینده بسیار سخت و بزرگ خواهد بود.
این چنین مرگ مرگ عام بود
وینچنین مرده ناتمام بود
هوش مصنوعی: اینطور که مرگ بهطور کلی اتفاق میافتد، و آن کسی که مرده است، هنوز به طور کامل از دنیا نرفته است.
روح ازین گنبدش بدر نشود
بلکه زین چاه بر زبر نشود
هوش مصنوعی: روح از این گنبد به سمت بیرون نمیرود و نمیتواند از این چاه به بالاتر برود.
روی تحقیق ازو نهان گردد
آرزومند این جهان گردد
هوش مصنوعی: با تفحص و کندوکاو در وجود او، آرزوهای این دنیای ما نمایان میشود.
هر به یک چند در لباس خیال
اندر آید به خواب اهل و عیال
هوش مصنوعی: هر چند وقت یکبار، در دنیای خیال، افرادی به خواب نزدیکان و خانواده میآیند.
بنماید به عجز صورت خویش
عرضه دارد همی ضرورت خویش
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فردی با نشان دادن ناتوانی و زحمتهایش، نیاز و ضرورتهای خود را به دیگران ارائه میدهد.
تا بدانند جنس رازش را
معنی حاجت و نیازش را
هوش مصنوعی: تا بفهمند که چه چیزی باعث برآورده شدن خواهشها و نیازهایشان میشود.
دو سه نانش به زور بفرستند
یا چراغی به گور بفرستند
هوش مصنوعی: آنها یا با زور به او چند نان میدهند یا چراغی به قبرش میفرستند.
بعد ازو گر یکی ز صد بدهند
صدقات آن بود که خود بدهند
هوش مصنوعی: اگر کسی دیگران را به صدقه دادن تشویق کند، این کار ارزشش به اندازه همان است که خود او صدقه بدهد.
هرچه بیش از کفاف داری تو
ندهی، بر گزاف داری تو
هوش مصنوعی: اگر بیشتر از نیازت داشته باشی و آن را ندهی، در واقع تو آن را بیهوده در اختیار داری.
پیش از آن کت اجل کند در خواب
خویشتن را به زندگی دریاب
هوش مصنوعی: قبل از این که مرگ به تو نزدیک شود، از زندگی خود بهره ببر و آن را درک کن.
تا نباید بلابه و زاری
مال خود خواستن بدین خواری
هوش مصنوعی: برای بهدست آوردن مال خود نباید از زندگی و عزت خود کم کنید و به زاری و ناله بیفتید.
حق ایزد ندادهای به خوشی
تا مکافات آن چنین بکشی
هوش مصنوعی: خداوند به تو نعمتی نداده که با شادی زندگی کنی، پس چطور میتوانی نتیجهاش را اینگونه تحمل کنی؟
از تو کرد او به صد زبان خواهش
تو ندادی به گوش خود راهش
هوش مصنوعی: او از صد زبان خواستار تو بود، اما تو به او گوش نداشتی و راهی برای رسیدن به تو نیافت.
اهل حاجت که داری از چپ و راست
لب ایشان بدان زبان گویاست
هوش مصنوعی: افرادی که نیاز و حاجتی دارند، در اطراف تو هستند و میتوانی از طریق لبهای آنها، خواستههایشان را درک کنی.
حق و ادرار خویش میطلبند
نه ز انصاف بیش میطلبند
هوش مصنوعی: هر کس به دنبال حقوق و نیازهای خود است و نه بیشتر از آنچه که به انصاف میرسد.
شکر انعام او به دانش کن
نظری هم به بندگانش کن
هوش مصنوعی: به خاطر نعمتهای او، به دانش و علم توجه کن و نیز به بندگانش نگاهی بینداز.
آنچه بینی که دون و بدکارند
بر ایزد نه روزیی دارند؟
هوش مصنوعی: هیچ کس که بد و پست است، نزد خداوند روزیای ندارد و آنچه که میبینی، نشاندهنده حقیقتی است که نمیتوان بر آن تکیه کرد.
گر چنینش خوری، رسی به صواب
ور نه بعد از تو خود خورند اصحاب
هوش مصنوعی: اگر این گونه خوراکی را بخوری، به درست اندیشی میرسی، وگرنه بعد از تو دوستانت همین کار را خواهند کرد.
بتو پیش از تو گر زری دادند
دان که از بهر دیگری دادند
هوش مصنوعی: اگر قبلاً برای تو زری (پول یا هدیهای) دادند، بدان که آن هدیه به خاطر شخص دیگری بوده و نه برای تو.
گر تو دادیش یافتی جنت
ور نه او خود ربود بیمنت
هوش مصنوعی: اگر تو بخشش کردی، بهشت را خواهی یافت، وگرنه خود خداوند به صورت بیمنت، تو را از نعمتها محروم میکند.