برگردان به زبان ساده
مرکب راه را فرو کش تنگ
که برون شد ز شهر پیش آهنگ
هوش مصنوعی: اسب را برای مسیر تنگ آماده کن، زیرا او از شهر خارج شده و به سمت مقصد میرود.
سخن هول آن دو راه مگوی
پیش کوران حدیث چاه مگوی
هوش مصنوعی: از صحبت درباره موضوعات ترسناک و دشوار پرهیز کن، به ویژه زمانی که افرادی ناآگاه یا بیخبر در اطراف تو هستند. در اینگونه مواقع نباید از مسائلی که ممکن است آنها را آشفته کند، سخن گفت.
شب تاریک و دیو و بیغوله
راه تاریک و دوله بر دوله
هوش مصنوعی: در شب تاریک، جایی با دیو و خوف و وحشت وجود دارد و مسیر هم پر از تنگناها و مشکلات است.
رفتنی کیست اندرین گوشه؟
گو: منه رخ به راه بیتوشه
هوش مصنوعی: کیست که در این گوشه نشسته و میخواهد برود؟ بگو: من صورتم را به سوی راهی که بدون توشه است، نمیچرخانم.
تا جوازی مگر به دست کند
چارهٔ امن و باز رست کند
هوش مصنوعی: تا زمانی که دستش به مجوزی نرسد، راهی برای پیدا کردن آرامش و نجات ندارد.
ساقی، از جام جم شرابم ده
نقل اگر نیست، هم شرابم ده
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر شراب جاودانی وجود ندارد، حداقل همین شراب را به من بده.
در چنین حیرت و تهیدستی
مهر بی نیست جز می و مستی
هوش مصنوعی: در چنین شرایطی که انسان در حیرت و فقر به سر میبرد، جز عشق و شوق زندگی، هیچ چیز دیگری وجود ندارد؛ بنابراین باید به شادی و سرخوشی پناه برد.
کاروان رفت و کارسازی نیست
غم خورم، غم، که کار بازی نیست
هوش مصنوعی: کاروان به سفر خود ادامه میدهد و دیگر هیچ کاری نمیتوانم برای آن انجام دهم. پس چرا نگران باشم؟ چرا غمگین باشم وقتی که این وضعیت نمیتواند تغییر کند؟
گذرم بر سر دو راه آمد
روز تشویش و اشتباه آمد
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، به دو راهی رسیدم که باعث شد احساس ناامیدی و سردرگمی کنم.
راه من تا کدام خواهد بود؟
روز عرضم چه نام خواهد بود؟
هوش مصنوعی: مسیر من به کدام سمت خواهد رفت؟ روزی که من به خودم را معرفی میکنم، چه نامی خواهد داشت؟
به چپم راه میدهد، یا راست؟
اندرین ره ز من چه خواهد خواست
هوش مصنوعی: به من اجازه میدهد که در کنار او باشم، آیا او یار من است؟ در این مسیر از من چه انتظاری دارد؟
کیسهٔ خالی و دلی خواهان
دیده بر دستگاه همراهان
هوش مصنوعی: این بیان اشاره دارد به اینکه فردی که هیچ چیز ندارد و در حقیقت بیپول است، در عین حال آرزو و تمایل زیادی دارد که در کنار دیگران، مخصوصاً کسانی که دارای wealth و امکانات بیشتری هستند، قرار بگیرد. در واقع، آن شخص دلش میخواهد در جمع کسانی باشد که در زندگی موفقترند، حتی اگر خود هیچچیز نداشته باشد.
میروم شرمسار و سر در پیش
زاد راهی نکرده از کم و بیش
هوش مصنوعی: میروم با شرمندگی و سر خمیده، بدون اینکه راهی برای حل مشکلاتی که داشتهام پیدا کرده باشم، چه کم و چه زیاد.
خاک بهتر فراش و بالش من
که ز بار گناه نالش من
هوش مصنوعی: خاک برای من راحتتر و بهتر از هر بالش و تشکی است، زیرا گناهان من باعث شدهاند که نالهام بلند شود.
دیده سرمایهٔ نکوکاران
اشک حسرت ز دیدها باران
هوش مصنوعی: چشمان انسانهای نیکوکار پر از اشک حسرت است، گویی که بارانی از آنها میبارد.
از چه باید جفای کس بر من؟
زرد رویی، که هست،بس بر من
هوش مصنوعی: چرا باید کسی به من ظلم کند؟ من که به خاطر زردی روی خودم، بسیار رنج میکشم.
گر چه صد پی به خاکم اندازد
سر نگون در مغاکم اندازد
هوش مصنوعی: هرچند که به خاک بیفتم و سرم به زمین برسد، در دل من هیچ کسایتی نخواهد بود.
خویش را از زمین برانگیزم
وز در رحمتش درآویزم
هوش مصنوعی: من خود را از زمین بالا میآورم و به رحمت او پناه میبرم.
اندرین حال عجر و پیری خود
شرمسارم ز سهل گیری خود
هوش مصنوعی: در این وضعیت که هم پیر شدهام و هم ناتوان، از سهلانگاریها و کمتوجهیهایم شرمسارم.
سالها من که یاد او کردم
هم به امید داد او کردم
هوش مصنوعی: سالیان طولانی به یاد او بودم و همیشه امیدوار به کمک و حمایت او بودم.
داد من چیست؟ راه دادن او
بر در خود پناه دادن او
هوش مصنوعی: من چه چیزی را ارائه میکنم؟ این که او را بر در خود راه دهم و به او پناه دهم.
چون منی را چه پیشداری دست؟
که قلم برگرفتهای از مست
هوش مصنوعی: به چه دلیل میتوانی مانع من شوی؟ وقتی که از جذب عشق و شوق، غرق در مستی هستم و قلم را در دست دارم.
بیخودی را چه اختیار بود؟
که چنین موجب غبار بود؟
هوش مصنوعی: بیدلیل که اختیار ندارد، چطور میتواند چنین گرد و غباری ایجاد کند؟
گر چه خالی ز برگ و ساز آمد
نه به حکم تو رفت و باز آمد؟
هوش مصنوعی: هرچند که درخت بیبرگ و بیسر و صدا به نظر میرسد، اما آیا واقعاً به خواست تو به این وضعیت درآمده و دوباره به حالت عادی برمیگردد؟
کار در دست بنده خود چه بود؟
همه از تست وز تو بد چو بود؟
هوش مصنوعی: در دست من چه کار و اختیاری وجود دارد؟ همه چیز از تو شروع میشود و اگر بد باشد، تو به آن دچار شدهای.
بر تو ما اعتماد آن داریم
که ببخشی، چو دست پیش آریم
هوش مصنوعی: ما به تو اعتماد داریم که وقتی دست نیاز به سوی تو دراز میکنیم، ما را ببخشی.
علم رحمت ار برافرازی
سایه بر جرم کس نیندازی
هوش مصنوعی: اگر علم را برافرازید و به دیگران کمک کنید، هیچکس را زیر سایهاش قرار ندهید و باعث اذیت و آزار کسی نشوید.
چیست پیش تو حرم ایندو سه مور
نزد عفو تو سر مشتی عور؟
هوش مصنوعی: چیست ارزش حرم و مقام این دو مور، وقتی که با بخشش تو، همهی عیبها کوچک و ناچیز میشوند؟
چون تویی وانگهی تفحص کار
رحمت محض و اینحساب و شمار؟
هوش مصنوعی: چرا باید به دنبال دلایل رحمت خالص تو باشم و به حساب و کتاب بپردازم وقتی تو خود هستی؟
از گناه ار چه چرک ناک شویم
چون به دریا رسیم پاک شویم
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است دچار گناه و آلودگی شویم، اما وقتی به دریا برسیم، پاک و تندرست خواهیم شد.
از من و روز و شب گنه جستن
وز تو در یک نظر فرو شستن
هوش مصنوعی: از من و روز و شب عیب جویی نکن و تو به یک نگاه به من توجه کن.
میدهد در تنم گواهی دل
که نگویی سخن ز مشتی گل
هوش مصنوعی: دل من به وضوح نشان میدهد که هیچ نیازی به گفتن نیست، زیرا زیبایی و لطافت عشق همچون یک مشت گل در وجودم حس میشود.
کی مرا این خیال غره کند؟
کافتابم حساب ذره کند؟
هوش مصنوعی: کی میتواند مرا به این خیال وادارد که بزرگتری هستم؟ در حالی که من مانند یک ذرهام که زیر تابش خورشید قرار دارد و حساب من نزد او حتی به اندازه یک ذره هم نمیارزد.
پیش جان بخشی چنین کرمی
از غباری که گوید و ز نمی؟
هوش مصنوعی: در برابر بخشندهای که اینقدر مهربان است، چه نیازی به غبار و نشانهای از بیاحترامی وجود دارد؟
بندهای را چه دستگاه بود؟
که سزاوار پادشاه بود؟
هوش مصنوعی: آدمی را چه جایگاه و مقامی است که شایستهی پادشاهی باشد؟
اگرش رد کنی، هلاک شود
ور قبول، از گناه پاک شود
هوش مصنوعی: اگر او را از خود برانی، به هلاکت میرسد و اگر او را بپذیری، از گناهش پاک میشود.
ای که هر درد را دوا دانی
ناتوانم ز درد نادانی
هوش مصنوعی: ای کسی که تو میدانی چگونه میتوان به هر دردی درمانی پیدا کرد، من از درد نادانی به شدت رنج میبرم و ناتوانم.
زان چنان حکمتی روا نبود
که چنین درد را دوا نبود
هوش مصنوعی: چنین حکمتی نبود که برای این درد درمانی وجود نداشته باشد.
گر تو توفیقمان دهی، رستیم
ور نه، بس مفلس و تهیدستیم
هوش مصنوعی: اگر ما را موفق بدانی، به سرانجام خوبی خواهیم رسید، وگرنه، بیچاره و فاقد هر چیز خواهیم بود.
نرود در خیال موجودی
اینچنین صرفه از چنان جودی
هوش مصنوعی: هرگز به ذهن کسی نمیرسد که موجودی مانند او تا این حد در صرفه و فایده باشد.
چه ازین یک دو مشت خاک آید؟
که سزاوار چون تو پاک آید؟
هوش مصنوعی: این دوتا مشت خاک چه ارزشی دارد؟ در برابر انسانی چون تو که پاک و خالص است، محلی از اعراب ندارد.
به یمین و شمالمان مدوان
جز به کوی وصالمان مدوان
هوش مصنوعی: در زندگیمان، از داشتن هر چیزی جز محبت و ارتباط با معشوق، خودداری کنیم.
نشود در بهشت انبوهی
که بهر ذره در شود کوهی
هوش مصنوعی: در بهشت، نمیتواند به اندازهی زیادی شلوغی وجود داشته باشد که هر ذرهای از آن، مانند کوهی بزرگ شود.
پیش تو ذرهایست هفت زمین
ذرهای چیست از یسار و یمین؟
هوش مصنوعی: در برابر تو، هفت زمین مثل ذرهای کوچک به نظر میرسد. این ذره چه ارزشی دارد در برابر راست و چپ؟
چه بگویم؟ که: وا کدام ببخش
ای تمامی ترا تمام، ببخش
هوش مصنوعی: چه بگویم؟ که ای همه چیز تو، تمام وجودم را به تو بخشیدم، پس مرا ببخش.
بده، ای کردگار بخشنده
پادشاهی، مگیر بر بنده
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ و مهربان، به من بخشش کن و از من امتناع نکن.
مگر آندم که روز آن باشد
اوحدی نیز در میان باشد
هوش مصنوعی: تنها زمانی که روز زیبایی فرا برسد، اوحدی نیز در آن جمع خواهد بود.