برگردان به زبان ساده
پی تقلید رفتن از کوریست
در هر کس زدن ز بیزوریست
هوش مصنوعی: پیروی کورکورانه از دیگران نشانه ناتوانی و نادانی است؛ زیرا هر کس که بدون فکر و پیروی از دیگران عمل کند، در واقع از خود بیخبری و بیتوجهی به تواناییهای خودش را نشان میدهد.
من درین کوچه خانهای دارم
هم ازین دام و دانهای دارم
هوش مصنوعی: من در این کوچه یک خانه دارم و همچنین از این گیر و بندهای زندگی هم چیزی دارم.
گر به سالوس دام باز کشم
سر خورشید در نماز کشم
هوش مصنوعی: اگر با تظاهر و نیرنگ به دام بیفتم، حتی در حال نماز هم سر به سمت خورشید میکشم.
میتوانم به وقت زراقی
مار این زخم را شدن راقی
هوش مصنوعی: میتوانم زمانی که زخمها التیام مییابند، این آسیب را درمان کنم.
لیکن از اهل راز میترسم
زان نظرهای باز میترسم
هوش مصنوعی: اما از افرادی که به اسرار آگاهند، میترسم؛ به خاطر نگاههای عمیق و حقیقتجویشان میترسم.
به ادب رو، که دیدهها بیناست
پیش رخ بین و منگر از چپ و راست
هوش مصنوعی: به ادب رفتار کن، زیرا چشمها همه چیز را میبینند. به چهره دیگران نگاه کن و به سمت چپ و راست توجه نکن.
ای برادر، چو با خرد یاری
نظری کن به نور بیداری
هوش مصنوعی: ای برادر، زمانی که با عقل و خرد همراهی میکنی، به روشنایی و آگاهی نگاه کن.
نقد خود زیر پای خلق مریز
زین فضولان راهزن بگریز
هوش مصنوعی: نقد و نظرات خود را به راحتی در معرض قضاوت دیگران قرار نده و از افراد بیفایده و فرصتطلب دوری کن.
خویش را زین غرور باز آور
روی در قبلهٔ نیاز آور
هوش مصنوعی: خودت را از این غرور دور کن و به سمت نیاز و درخواست خودت برگرد.
دل بهر یافه و مجاز مده
راه هنگامه گیر باز مده
هوش مصنوعی: دل را به عشق و خیالات باطل مشغول نکن، چرا که در این حال هرگز به آرامش نمیرسد.
چند منقاد هر خسی باشی؟
جهد آن کن که خود کسی باشی
هوش مصنوعی: چند وقت باید مانند آدمهای بیارزش و بیمعنی زندگی کنی؟ تلاش کن که شخصیت خودت را بسازی و فردی مهم و تاثیرگذار باشی.
غول در ده مهل، که راه کند
ده ده او را که ده تباه کند
هوش مصنوعی: اگر غول به ده وارد شود، آن را ویران میکند و همه چیز را نابود میسازد.
هر چه داننده گوید از جاییست
پی نادان مرو، که خود راییست
هوش مصنوعی: هر آنچه که یک حکیم یا دانا میگوید، نشانهای از آگاهی و دانش اوست. اما به سخنان نادان نباید توجه کرد، زیرا آنها بر اساس تفکرات غلط و بیپایه صحبت میکنند.
طرقی را مگوی علت خویش
گر چه حبالملوک دارد پیش
هوش مصنوعی: راه خود را تأسیس نکن و علت آن را بیان مکن، هرچند که عشق به سلطنت در دل داری.
حب لولی گر از شکر باشد
حبةالقلب را بتر باشد
هوش مصنوعی: اگر عشق لولی از شکر هم شیرینتر باشد، اما باز هم عشق واقعی دل را بیشتر میآزارد.
آنچه بینی کزو شکم برود
این نگه کن که: روح هم برود
هوش مصنوعی: هر چیزی که میبینی و باعث میشود دیگران به آن تمایل پیدا کنند، به دقت به آن نگاه کن، چرا که ممکن است روح و جان انسانها نیز تحت تأثیر قرار گیرد و از بین برود.
سخن ما مبین، که پنهانست
تو سخن دان، نبودهای ، زانست؟
هوش مصنوعی: گفتار ما روشن است ولی در آن چیزی پنهان است. تو که به علم سخن گفتن آگاهی نداری، به چه دلیل این را نمیفهمی؟
میوهٔ نارسیده را چه کنی؟
سخن چیده چیده را چه کنی؟
هوش مصنوعی: میوهٔ نارسیده هنوز آماده نیست و نمیتوان انتظار استفاده از آن را داشت. همچنین، اگر سخن را پیش از اینکه کاملاً آماده شود بگوییم، چه فایدهای خواهد داشت؟
لب برین کوزه نه، چو خواهی کام
زر به این نظم ده، چو جویی نام
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به خواستهات برسی و بهرهمند شوی، باید تلاش کنی و به دنبال ایجاد نام و شهرت باشی.
در پی در روی به دریا بار
زانکه در را شناختی مقدار
هوش مصنوعی: به دنبال دریا نرو، زیرا که راهی را که شناختهای، باید حفظ کنی.
اهل دل را غلط شناختهای
زان غلط بود هر چه باختهای
هوش مصنوعی: تو در درک اهل دل دچار اشتباه شدهای، و به همین دلیل، تمام خساراتی که متحمل شدهای ناشی از همین اشتباه است.
سر ایزد چه پرسی از خراز؟
از دم جبرییل پرس این راز
هوش مصنوعی: از خدا چه میپرسی که پاسخ را نمیدانی؟ از روح القدس سوال کن تا این راز را برایت روشن کند.
آنکه نانت خورد زبون تو اوست
و آنکه دنیات خواست دون تو اوست
هوش مصنوعی: کسی که نان تو را میخورد، همان کسی است که زبان تو را میسازد و کسی که به دنبال دنیا و مال توست، انسان بیارزشی است.
اندرو گر کرامتی بودی
وز تجرد علامتی بودی
هوش مصنوعی: اگر شخصی کرامت و بزرگی دارد و از دنیا و مادیات جدا باشد، نشانه هایی از این تجرد و روحانیت در او دیده میشود.
رفتنش بر در تو بودی عار
بر در خود ترا ندادی بار
هوش مصنوعی: رفتار او در حضور تو زشت است و تو را در اینجا تحقیر کرده است. او به راحتی از در تو خارج میشود و تو را بدون هیچ کمکی رها میکند.
عارف کردگار زر چکند؟
ولیالله بار و خر چه کند؟
هوش مصنوعی: عارف وقتی به خدا نگاه میکند، متوجه میشود که ارزش واقعی و معنوی چه چیزی است. اما انسانهای مادیگرا فقط به دنیای مادی و ظاهر چیزها توجه میکنند و درک عمیقی از معنای زندگی ندارند. در واقع، عارف به دنبال حقیقت و ارتباط معنوی است، در حالی که دیگران فقط به داراییها و لذتهای مادی توجه میکنند.
هوش خود را به هر ترانه مده
جز ره کدخدا به خانه مده
هوش مصنوعی: عقل و دقت خود را به هر آهنگی نسپار و در هر مسیر بیهدف ندوان. تنها به مسیر درست و معقول توجه کن و راهی را انتخاب کن که به نتیجه مطلوبی میرسد.
آنچه در دور ما امیرانند
صید این جمع گول گیرانند
هوش مصنوعی: آنچه در اطراف ما به چشم میخورد، افرادی هستند که در ظاهر قدرت و مقام دارند، اما در واقعیت، تنها فریبکارانی هستند که برای جلب توجه دیگران تلاش میکنند.
گر بیابند زنگیی خسته
زنگ و قابی دو بر گلو بسته
هوش مصنوعی: اگر فردی را پیدا کنند که به شدت خسته و اسیر زنجیر و قابی وسیلهای بر گردن دارد، به وضوح میتوان وضعیت او را مشاهده کرد.
قاب قوسین جای او دانند
چرخ را زیر پای او دانند
هوش مصنوعی: قاب قوسین به معنای نزدیکترین حالت به خداوند است و در اینجا به این اشاره دارد که چرخ فلک یا دنیا تحت کنترل و در اختیار او قرار دارد. بنابراین، او در جایگاهی بسیار بلند و خاص قرار دارد که همه چیز زیر پایش است.
دیگ فقر آن کسان که جوشیدند
پیش ازین زهرها بنوشیدند
هوش مصنوعی: افرادی که قبل از دیگران به موفقیت رسیدهاند، سختیها و مشکلات زیادی را تجربه کردهاند و به نوعی سموم زندگی را چشیدهاند.
باز قومی ز کارها جستند
رنگ آنها به خویش در بستند
هوش مصنوعی: گروهی از مردم به دنبال کارهای خود رفتند و رنگ و روحیهشان به شخصیت خودشان وابسته شد.
نام آنها شدست ازینها بد
کاشکی نامشان نبودی خود
هوش مصنوعی: نام آنها به خاطر این ویژگیها بد شده است، کاش نامشان هرگز وجود نداشت.
چون به این جامه در شدند اوباش
شد در آفاق مکر ایشان فاش
هوش مصنوعی: وقتی این افراد در این پوشش قرار گرفتند، فریبکاریهایشان در دنیا به طور آشکار نمایان شد.
غیرتم دل گرفت و دامن نیز
گفتم: ای روزگار با من نیز
هوش مصنوعی: غیرتم جریحهدار شد و دلم به درد آمد، به دامنم گفتم: ای روزگار، تو هم با من اینگونه رفتار نکن.
چند بینیم و چشم خوابانیم؟
گفت: کای اوحدی شتابانیم
هوش مصنوعی: چند بار باید ببینیم و چشمهایمان را ببندیم؟ او گفت: ای اوحدی، ما عجله داریم.
رنگ بدعت بسی نماند، باش
تا شود رنگ مبدا ما فاش
هوش مصنوعی: به زودی تأثیرات جدید و غیرمرسوم از بین میروند، پس صبور باش تا اصل و ماهیت واقعی ما نمایان شود.
نقش نقش رسول و یارانست
حب ایشان گزین، که کار آنست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که محبت و دوستی پیامبر و یارانش در زندگی ما نقش اساسی دارد و انتخاب ما باید بر اساس عشق به آنان باشد، زیرا این کار هدف اصلی ماست.
نرخ سالوس لاش خواهد شد
دور کشفست، فاش خواهد شد
هوش مصنوعی: زمانی که فریبکاری و دوگانگی از بین برود، حقیقت و واقعیت به وضوح روشن خواهد شد.
هر که گردن بپیچد از در او
گر سپهرست، خاک بر سر او
هوش مصنوعی: هر کسی که از درِ حق و حقیقت سرپیچی کند، حتی اگر بسیار بزرگ و والامقام باشد، در نهایت حقارت و ذلت برای او به همراه خواهد داشت.
نقش صدیق مینمایم راست
به دیارش رو و ببین که کجاست؟
هوش مصنوعی: من به درستی نشان میدهم که صدیق کجاست. به دیاری برو و ببین که آنجا چه اتفاقی میافتد.
در زمان صحابه و یاران
آن بزرگان و آن نکوکاران
هوش مصنوعی: در دورهای که صحابه و دوستان آن شخصیتهای بزرگ و نیکوکار زندگی میکردند.
نام شیخ و سماع و خرقه نبود
دین به هفتاد و چند فرقه نبود
هوش مصنوعی: اسم شیخ و مراسم سماع و لباس مخصوص، نمیتواند دین را به هفتاد و چند فرقه تقسیم کند.
بر چهل مرد بود پیرهنی
بلکه چل روح بود در بدنی
هوش مصنوعی: بر تن چهل مرد، یک پیرهن وجود دارد که نشاندهندهی چهل روح در یک بدن است.
کرده بودند پی ز دنیا گم
«سیدالقوم» بود « خاد مهم»
هوش مصنوعی: «سیدالقوم» که پیشوای قوم بود، به دنبال دنیا و تجملات آن به گمراهی افتاده بود.
تن به ریگ روان نهفتندی
راز دل را به کس نگفتندی
هوش مصنوعی: تن خود را در ریگ روان پنهان کردند و راز دل را به هیچکس فاش نکردند.
روی مردان به راه باید، راه
چیست؟ این خانهٔ کبود و سیاه
هوش مصنوعی: برای رسیدن به مقصد و هدفهای بزرگ باید از راهی عبور کرد. اما این راه چیست؟ آیا این خانهای است که رنگش کبود و سیاه است و ممکن است نمادی از سختیها و مشکلات باشد؟
گر ز من ریش و شانه خواهی جست
جنگ داری، بهانه خواهی جست
هوش مصنوعی: اگر به دنبال بهانهای برای جنگ هستی، میتوانی به من ریش و شانه هم تهمت بزنی.
هر که دریافت سر آل عبا
خواه در خرقه باش و خواه قبا
هوش مصنوعی: هر کسی که به درک و فهم عمیق رسیده باشد، باید خود را در لباس معرفت و شناخت ببیند، چه در پوشش ساده باشد و چه در لباس فاخر.
بینشانیست رنگ درویشان
چه کنی رنگ جامهٔ ایشان؟
هوش مصنوعی: رنگ و حال درویشان نشانهای ندارد، چه فایدهای دارد که به رنگ لباس آنها توجه کنی؟
رنگ پوشی ز بهر نام بود
نام جویی ز فکر خام بود
هوش مصنوعی: پوشش و ظاهرسازی تنها برای جلب توجه و شهرت است، در حالی که کسانی که به دنبال نام و اعتبار هستند، به دلیل نداشتن تفکر عمیق و هوشمندانه به این کار روی میآورند.
بنده را نام جستن از هوسست
داغ آن خواجه نام بنده بسست
هوش مصنوعی: بنده به دنبال کسب نام و آوازه است، اما عشق و محبت آن آقا باعث میشود که نام بنده فراموش شود.
بنده را نام بندگیش تمام
به ازین بنده را چه باشد نام؟
هوش مصنوعی: بنده به خاطر خدمت و بندگیاش، نام و معرفتی کامل دارد. برای این بنده چه اهمیتی دارد که نامش چه باشد؟
فکر باید که بیغلط باشد
جامه سهلست، اگر سقط باشد
هوش مصنوعی: فکر باید درست و بدون اشتباه باشد. اگر خطا یا اشتباهی در آن وجود داشته باشد، کار آسانی نیست.
سخنی کز حضور گردد فاش
قایلش هر که هست، اگر سقط باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که در حضور دیگران حرفی را بزند، حتی اگر آن حرف ارزش چندانی نداشته باشد، در واقع به نوعی به خود و موقعیتش اعتبار میبخشد.
سخنی کز حضور گردد فاش
قایلش هر که هست، گو: میباش
هوش مصنوعی: اگر کسی سخنی را که از دل برمیآید، علنی کند، هر فردی که باشد، باید بگوید: بمان.
چون درخت سخن رسید به بار
ننشینیم تا بود دستار
هوش مصنوعی: زمانی که درخت سخن به ثمر میرسد و میوهاش را میدهد، نباید به خواب و استراحت بپردازیم. باید همواره هوشیار و حاضر باشیم تا فرصتی که به دست میآید را از دست ندهیم.
میوه گر نغز و پخته و نوریست
گر بیفتد ز شاخ دستوریست
هوش مصنوعی: اگر میوهای خوشطعم و آماده باشد و از درخت بیفتد، نشاندهندهی حکمتی است.
سخنی کان به راه دارد روی
گفتنش را اجازتست، بگوی
هوش مصنوعی: اگر حرفی هست که به مسیر درست و منطقی هدایت میشود، و اجازه بیان آن را داری، آن را بیان کن.
سخن آن راست کو سخن سنجد
چه زنی تن که: شیخ میرنجد؟
هوش مصنوعی: سخن کسی که به کلام اهمیت میدهد، ارزش بیشتری دارد. پس نمیتوان با بدن و ظاهر کسی که به او انتقاد میشود، مخالفت کرد.
آنکش این نیست پس چه میداند؟
ور مرا هست کس چه میداند؟
هوش مصنوعی: آنکه خود را درک نمیکند، چگونه میتواند از وضعیت دیگران باخبر باشد؟ و اگر هم برای من کسی وجود داشته باشد، چه چیزی میتواند دربارهام بداند؟
ره به هنجار من کجا یابی؟
زانکه بیدارم و تو در خوابی
هوش مصنوعی: راه من را از کجا پیدا میکنی؟ چون من بیدار هستم و تو در خواب به سر میبری.
سخن ما ز بهر گفتن بود
گهر ما ز بهر سفتن بود
هوش مصنوعی: صحبت ما برای این است که حرفی بزنیم و ارزش واقعی ما به خاطر نگهداشتن چیزهای باارزش است.
هم بباید سخن بگفت آخر
مشک را چون توان نهفت آخر؟
هوش مصنوعی: اگر قرار است که سخن گفته شود، پس چرا نباید در مورد مشک صحبت کرد، وقتی که نمیتوان آن را پنهان کرد؟
مشک ما خالصست و بوی کند
عاشق مست های و هوی کند
هوش مصنوعی: عطر مشک ما بسیار خالص و ناب است و باعث میشود عاشقانی که در حال شادی و سرور هستند، به وجد آیند و شادابتر شوند.
تو که حلوا خوری و بریانی
خلق را در سخن نگریانی
هوش مصنوعی: تو که از نعمتهای خوب زندگی استفاده میکنی و دیگران را به خاطر کلامت تحت تاثیر قرار میدهی.
ما که خون خوردهایم پیوسته
مشک شد خون خورده آهسته
هوش مصنوعی: ما که همیشه در رنج و سختی بودهایم، به آرامی و به تدریج به آرامش و سکون میرسیم.
اوحدی شست سال سختی دید
تا شبی روی نیک بختی دید
هوش مصنوعی: اوحدی به مدت شصت سال مشقت و سختی را تحمل کرد تا یک شب خوشبختی را مشاهده کرد.
سر گفتار ما مجازی نیست
بازکن دیده، کین به بازی نیست
هوش مصنوعی: سخن ما واقعی و عمیق است، چشمانت را باز کن، زیرا این موضوع شوخی و بازی نیست.
سالها چون فلک بسر گشتم
تا فلک وار به دیدهور گشتم
هوش مصنوعی: سالها مانند چرخش آسمان گذراندم تا به حالتی مانند دیدهور رسیدم.
بر سر پای چله داشتهام
چون نه از بهر زله داشتهام
هوش مصنوعی: در اوج سختی و چالشها، من همیشه استقامت و ایستادگی داشتهام، نه به خاطر ترس از ضعف بلکه به دلیل اراده قویام.
از برون در میان بازارم
وز درون خلوتیست با یارم
هوش مصنوعی: من از بیرون در شلوغی بازار هستم و در درون، با یارم در خلوت و آرامش زندگی میکنم.
کس نبیند جمال سلوت من
ره ندارد کسی به خلوت من
هوش مصنوعی: هیچکس زیبایی و شکوه تنهایی من را نمیبیند و کسی نمیتواند به دنیای درونی و خصوصی من دسترسی پیدا کند.
تا دل من به دوست پیوستست
سورها گرد سر من بستست
هوش مصنوعی: وقتی دل من به دوستی پیوسته، شادیها و جشنها دور سرم را گرفتهاند.
دل من مست گشت و در بیمم
که: بدانند حال ازین نیمم
هوش مصنوعی: دلم پر از شادی و سرور شده، اما نگرانم که دیگران از حال و وضع من باخبر شوند.
آنچه گفتم مگر به مستی بود
غلطست این، که عین هستی بود
هوش مصنوعی: هرچه که از من شنیدی، ممکن است در حالتی از مستی گفته شده باشد، اما این حرفها بهخودیخود درست و واقعیاند.
من چه دانم به راه داشتنت؟
او تواند نگاه داشتنت
هوش مصنوعی: من چه میدانم که چطور باید تو را به سمت خود ببرم؟ فقط اوست که میتواند تو را در کنار خود نگه دارد.
باز ازین دیو عشوه ده لاحول
من و نزدیک او درستی قول
هوش مصنوعی: باز هم از این موجود شیطانی، عشوه و ناز میبیند که من در برابر او هیچ توانی ندارم و درست نمیتوانم به او نزدیک شوم.
کیستم من که دم توانم زد؟
یا درین ره قدم توانم زد؟
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که بتوانم حرفی بزنم؟ یا در این مسیر قدمی بردارم؟
گشته با هیبتش فصیحان لال
چون منی را چه قیل باشد و قال؟
هوش مصنوعی: با زیبایی و قدرتش، سخنوران بزرگ نیز مانند من، به سکوت و حیرت افتادهاند، پس چه جای بحث و جدل است؟
عاجزی، مفلسی،تهیدستی
خاکساری، فروتنی، پستی
هوش مصنوعی: کمبود و ناتوانی، فقر و نداشتن، حالت تواضع و فرودستی را به نمایش میگذارد.
عمر خود در هوس تلف کرده
نام خود رند و ناخلف کرده
هوش مصنوعی: زندگیام را صرف آرزوهای بیهوده کردهام و در نتیجه، نام و یادم را بد قیمت و ناپسند کردهام.
با چنین کاس و کیسهٔ لاغر
سخن از جام گویم و ساغر
هوش مصنوعی: با چنین کاسه و کیسهی خالی، چطور میتوانم از جام و میگساری صحبت کنم؟
اگر از باده جام پر دارم
زیبدم، زانکه جام در دارم
هوش مصنوعی: اگر جامی پر از شراب دارم، خوشحال میباشم، زیرا همین که این جام را دارم، برایم کافیست.
گر چه تاریخ دان این شهرم
همچو تقویم کهنه بیبهرم
هوش مصنوعی: اگرچه من درباره تاریخ این شهر اطلاعاتی دارم، اما مثل یک تقویم قدیمی از آن بهرهای نمیبرم.
سالها اشک دیده پالودم
روزها از طلب نیاسودم
هوش مصنوعی: سالها با درد و غم زندگی کردم و همیشه با آرزوهایم دست و پنجه نرم کردم و هرگز از تلاش برای رسیدن به آنها خسته نشدم.
عقل عنقای مغربم میخواند
چرخ زالم چنین به گوشه نشاند
هوش مصنوعی: عقل من از دور میخواند که چرخ فلک چگونه مرا در گوشهای قرار داده است.
به جوانی چو زال پیر شدم
که چو سیمرغ گوشهگیر شدم
هوش مصنوعی: با بالا رفتن سن و تجربهی زندگی، احساس میکنم مانند زالی جوان، اما در عین حال مانند سیمرغی تنها و دور از جمع شدهام.
هم چو فاروق زهر نوشم من
زانکه تریاک میفرشم من
هوش مصنوعی: مانند فاروق، من زهر مینوشم زیرا من تریاک را میفروشم.
زهر من کس ندید، من خوردم
که ستم بین و زهر پروردم
هوش مصنوعی: هیچکس زهر من را ندیده است؛ من آن را نوشیدم و به همین دلیل ستم و ظلم را به خود پروردی.
آنکه زین زهر شد مرا ساقی
« عنده رقیتی و تریاقی»
هوش مصنوعی: کسی که از این زهر به سلامت درآمد، برای من هم برطرفکننده درد است و هم مایهی نجات.