برگردان به زبان ساده
نیامد وقت آن کز من بخواهی عذر آزارت؟
دلم را شربتی سازی ز لعل چاشنی دارت؟
هوش مصنوعی: آیا زمانی نرسیده که از من بخواهی به خاطر آزارهایت عذرخواهی کنم؟ دلم را همچون نوشیدنیای خوشمزه با رنگ و طعم دلپذیرت پر کن.
دل از دستم برون بردی که با ما سر در آری تو
به ما سر در نیاوردی و سرها رفت در کارت
هوش مصنوعی: دل مرا به سلامت ربودی و هرگز به ما نپرداختی، اما دیگران در پی تو بودند و سرهایشان در کار تو بود.
گمان بردم که میجوید دلت وصل مرا، لیکن
مرا کمتر بجویی تو، که میجویند بسیارت
هوش مصنوعی: من فکر میکردم که دل تو در جستجوی وصال من است، اما متوجه شدم که تو کمتر از آنچه که من تصور میکردم به دنبالم هستی، چرا که بسیاری دیگر نیز تو را میجویند.
هم امروز از جهان دیدن فرو بندم دو بینایی
اگر دانم که فردا من نخواهم دید دیدارت
هوش مصنوعی: من امروز از دیدن این دنیا دست میکشم و دو چشمانم را میبندم، اگر بدانم که فردا دیگر قادر به دیدن تو نخواهم بود.
سرم را میکنی پر شور و بر دل مینهی منت
دلم را میکشی در خون و بر جان مینهم بارت
هوش مصنوعی: تو با شوری که به سرم میزنی، روحم را میپروری و در حالی که دل مرا به زجر میکشانی، بار سنگین عشق را بر دوشم میگذاری.
ز روی راستی با تو ندارد سرو مانندی
که گر در بوستان آیی، بمیرد پیش رخسارت
هوش مصنوعی: سروی که به خاطر راستگوییات وجود دارد، هیچ گونه همتایی ندارد. اگر تو به باغ بیایی، آن سرو از شرم زیباییات خواهد مرد.
گل وصلی به دستم چون نمیآید چه بودی ار
کسی بودی که برکندی ز پای اوحدی خارت؟
هوش مصنوعی: وقتی که گل وصال به دستم نمیآید، چه فایده دارد که اگر کسی بودی، تو را از پای من جدا میکرد؟