برگردان به زبان ساده
پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را
هوش مصنوعی: استاد ما در مسیر ریاضت، عشق تو را پرورش داد. ای دوست، اگر تو صبر و تحمل داشته باشی، دیگر برای ما طاقت و توانی باقی نمانده است.
پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا
هوش مصنوعی: اگرچه تو هم مانند من رازهایی داری، ولی من هیچ دوستی جز تو ندارم، چه در خفا و چه در آشکار.
روزی حکایت ما ناگه به گفتن آید
پوشیده چند داریم این درد بیدوا را؟
هوش مصنوعی: روزی داستان ما ناگهان به زبان خواهد آمد، در حالی که چندان پوشیده و پنهان داریم این درد بیدرمان را؟
تا کی خَلی درین دل پیوسته خارِ هجران؟
مُردم ز جورت آخر، مَردم نه سنگ خارا
هوش مصنوعی: چه زمانی باید این دل را همچنان در زخم جدایی نگهدارم؟ من از درد عشق تو جان سپردم، من مرد نیستم بلکه از سختی سنگ هم فراتر هستم.
آخر مرا ببینی در پای خویش مرده
کاوّل ندیده بودم پایان این بلا را
هوش مصنوعی: سرانجام مرا در پای خود میبینی که مردهام. هرگز پایان این درد و رنج را ندیده بودم.
باد صبا ندارد پیش تو راه، ورنه
با نالههای خونین بفرستمی صبا را
هوش مصنوعی: باد صبا نمیتواند به تو نزدیک بشود، وگرنه با نالههای دلخراش، آن را برای تو میفرستم.
چون اوحدی بنالد، گویی که صبر میکن
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
هوش مصنوعی: وقتی اوحدی ناله میکند، به نظر میرسد که میگوید: ای دوست، من در انتظار ماندهام و صبرم دیگر به پایان رسیده است.