برگردان به زبان ساده
خیز، که در میرسد موکب سلطان گل
چارهٔ بزمی بساز، تا بنهی خوان گل
هوش مصنوعی: بیا و آماده باش، چرا که در راه است جلوهای از زیبایی و نوشی. برای برپایی جشن و میهمانی، تدبیر کن تا سفرهای از گل بچینی.
گل دو سه روزی مقام بیش نگیرد به باغ
این دو سه روزی که هست جان تو و جان گل
هوش مصنوعی: گل تنها چند روز در باغ میماند و بیشتر از این عمر نمیکند. این چند روزی که هست، بهترین حرمت را دارند، چون جان تو و جان گل به هم وابستهاند.
طفل ریاحین مکید شیر ز پستان ابر
بلبل شوریده دل شد به شبستان گل
هوش مصنوعی: کودک گلها از پستان ابر شیر میخورد و بلبل نگران و بیقرار در شبستان گلها آواز میخواند.
زود ببینی چو من فاخته را در چمن
ساخته آوازها بر لب خندان گل
هوش مصنوعی: به زودی میبینی که مانند من، فاخته در چمن لانهاش را ساخته و با صدای خوشش در کنار گلها به شادی آواز میخواند.
در بن بیدار فگند مسند جمشید می
بر سر باد آورند تخت سلیمان گل
هوش مصنوعی: در جایی از کوه، درخت بیدار و بزرگی وجود دارد که برفراز آن، تخت سلطنت سلیمان را با گل و زینتهای زیبا برمیافرازند و به نسیم میسپارند.
ساغر و پیمانهای چند پر از می بیار
زود، که ما دادهایم دست به پیمان گل
هوش مصنوعی: زودتر چند تا جام پر از شراب بیاور، چون ما عشقی را که با گل داریم، به دست گرفتیم.
خار چمن را بگو: کز سر شاخ درخت
تیغ میفگن، که شد قلعه به فرمان گل
هوش مصنوعی: به خارهای چمن بگو که از سر شاخههای درختان، تیغها را به زمین نریزند، چرا که اکنون گل در اینجا حاکم شده است.
غنچه گریبان خود تا بن دندان درید
نالهٔ بلبل مگر نیست به دندان گل؟
هوش مصنوعی: غنچه خود را به شدت پاره کرده و ناله بلبل به گوش میرسد، آیا این حقیقت ندارد که بلبل گل را با دندانش میخورد؟
دست صبا غنچه را بار دهد بر شجر
تا بنماید به خلق قصهٔ پنهان گل
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی غنچه را بر درخت مینشاند تا داستان نهفتهای از گل را به مردم نشان دهد.
از سخن اوحدی پرورقی زن، که آن
هر ورقی آیتیست آمده در شان گل
هوش مصنوعی: از سخن اوحدی بهره ببر، زیرا هر صفحه از نوشتهاش نشانهای است از زیبایی و شریفبودن گل.