برگردان به زبان ساده
زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل
ز بس جمال که داری، نظر به روی تو مشکل
هوش مصنوعی: بسیار خوشا به حال کسی که در عشق تو است. رسیدن به کوی تو به خاطر زیباییات کار بسیار دشواری است و نگاه کردن به چهرهات نیز آسان نیست.
مرا ز بار فراقت حکایتیست مطول
چو چین زلف تو در هم، چو بند موی تو مشکل
هوش مصنوعی: من داستانی طولانی از درد جدایی تو دارم، مانند چین و پیچهای موی تو که فهمیدنشان سخت است.
به خوابگاه قیامت گذشتگان غمت را
ز خواب خوش شدن آگاه جز به بوی تو مشکل
هوش مصنوعی: در دنیای سرنوشت و قیامت، غم تو باعث میشود که خواب خوش دیگران هم دچار اختلال شود و تنها بوی تو است که این مشکل را حل میکند.
بر آستان تو از دست منکران محبت
گذار عاشق مسکین به جستجوی تو مشکل
هوش مصنوعی: در درگاه تو، من که عاشق و بیچارهام، از دست افرادی که محبت را انکار میکنند، عبور میکنم در حالی که یافتن تو برایم دشوار است.
به رغم خوی تو گردن هزار نقش برآرد
که آن هزار نباشد یکی چو خوی تو مشکل
هوش مصنوعی: با وجود ویژگیهای تو، هزاران تصویر و نقش به وجود میآید، اما هیچکدام از آنها نمیتوانند به اندازهی ویژگیهای خودت خاص و دشوار باشند.
ز غصها که تو دانی کدام ازین بتر آخر؟
که میل سوی تو داریم و ره به سوی تو مشکل
هوش مصنوعی: درد و غمهایی که ما از آنها آگاهیم، کدام یک از آنها بدتر است؟ زیرا ما تمایل داریم به سوی تو بیاییم، اما راه رسیدن به تو دشوار است.
بر اوحدی شده آسان بر تو مردن و بازش
ز دور زنده نشستن به آرزوی تو مشکل
هوش مصنوعی: برای اوحدی، مردن کار سادهای شده، اما برای تو زندهماندن از دور و انتظار کشیدن سخت است.