برگردان به زبان ساده
نه به اندازهٔ خود یار گزیدی، ای دل
تا رسیدی به بلایی که شنیدی، ای دل
هوش مصنوعی: ای دل، تو به اندازهٔ شایستگی خود دوستانی انتخاب نکردی و اکنون به مصیبتهایی دچار شدهای که قبلاً از آنها شنیده بودی.
سپر ناوک آن غمزه چرا گشتی باز؟
که به زخمی چو کبوتر برمیدی، ای دل
هوش مصنوعی: چرا این نگاه فریبنده دوباره باز شد؟ وقتی که میدانی با زخم عشق چقدر آسیب میبینی، ای دل!
صفت بار بلایی، که کنون بر دل ماست
بارها گفتم و از من نشنیدی، ای دل
هوش مصنوعی: صفت و ویژگی سختیها و دشواریهایی که اکنون بر دل من سنگینی میکند، بارها به تو گفتهام ولی تو هیچگاه به من توجه نکردی، ای دل.
بیدلی رفتی و خود را بشکستی، ای تن
ترک سر گفتی و پشتم بخمیدی، ای دل
هوش مصنوعی: بیدلی از کنار من رفتی و باعث شکستن خودت شدی، ای جانم. تو به تنم آسیب زدی و من بار سنگینی را به دوش کشیدم، ای دل.
پیرهن چند کنم پاره ز سودای تو من؟
بس کن این پرده که بر من بدریدی، ای دل
هوش مصنوعی: چند بار باید لباس خود را از عشق تو پاره کنم؟ دیگر بس است، ای دل، که تو پردهای که بر من بود را دریدي.
هر دم از غصه جهانی بفروشی بر ما
سر خود گیر، که ما را نخریدی، ای دل
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر ناراحتیهایت جهانی را از دست میدهی. پس سر خود را به ما بسپار، زیرا تو ما را خریداری نکردی، ای دل!
گرد این درد مپوی و سخن درد مگوی
که ازین باغ به جز درد نچیدی، ای دل
هوش مصنوعی: به اطراف این درد نگرد و از آن صحبت نکن، زیرا از این باغ چیزی جز درد برداشت نکردی، ای دل.
گر ز قدش نتوان جست کنار، از لب او
گوشهای گیر، که بسیار دویدی، ای دل
هوش مصنوعی: اگر نتوانی به قد او نزدیک شوی، از لب او کمی دورتر بایست و گوشهای بگیر، زیرا تو بسیار دویدهای، ای دل.
اوحدی در کشد از دست تو دامن روزی
کین فضیحت به سر او تو کشیدی، ای دل
هوش مصنوعی: تو باعث شدی که اوحدی از تو دور شود و دیگر نتواند به تو نزدیک شود، زیرا تو باعث شدهای که او به شدت خجالت بکشد و احساس شرمندگی کند. ای دل، به خاطر این رفتارهایت دیگر نمیتواند به تو اعتماد کند.