برگردان به زبان ساده
سودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل
در کوی نیک نامی لختی گذر کن، ای دل
هوش مصنوعی: ای دل، عشق معشوقان زیبا را فراموش کن و مدتی به کوچه کسانی که نام نیک دارند سر بزن.
دنیی و دین و دانش در کار عشق کردی
زین کار غصه بینی، کار دگر کن، ای دل
هوش مصنوعی: در این دنیا و در مسیری که عشق به راه میاندازد، اگر از مشکلات و غمها رنج میبری، بهتر است که راه و کار دیگری را در پیش بگیری. ای دل، به خود بیا و از این دردها دور شو.
زود این درست قلبت رسوا کند به عالم
چست این درست بشکن وین قلب زر کن، ای دل
هوش مصنوعی: هرچه زودتر این حقیقت درونت را آشکار میکند، پس خود را آماده کن تا این واقعیت را بشکنی و دل را به جستوجو واداری، ای دل.
مستی ز سر فرونه و ز پای کبر بنشین
پس دست وصل با او خوش در کمر کن، ای دل
هوش مصنوعی: از خودخواهی و تکبر دست بکش و به آرامی بنشین. سپس عشق را با تمام وجود در آغوش بگیر و از آن لذت ببر، ای دل.
در باز جان شیرین، تر کن ز خون دو دیده
یعنی که: عشق بازی شیرین و تر کن، ای دل
هوش مصنوعی: درباره دل و احساسات عمیق صحبت میکند. شاعر از معشوق میخواهد که عشق را با خون دلش تازه و زنده کند، به نوعی احساسات و عشق را با اشک و رنج همراه کند. در واقع، عشق را به یکی از شیرینترین و پر احساسترین تجربیات تبدیل کند.
این جا به دیدهٔ جان بینی جمال او را
گر مرد این حدیثی، آندیده بر کن، ای دل
هوش مصنوعی: اگر با چشم جان به حقیقت نگاه کنی، میتوانی زیبایی او را ببینی. اگر این سخن را یک مرد میگوید، تو ای دل، آن دیدگاه را از خود دور کن.
از خلق بینظیری، گفتی: بیار، گیرم
گر بینظیر خواهی، به زین نظر کن، ای دل
هوش مصنوعی: از انسانهای بینظیر صحبت میکنی، بگو تو چه میخواهی؟ اگر به دنبال فردی خاص هستی، بهتر است به این نگاه کن، ای دل.
بار طلب چو بستی، بنشین که خسته گشتم
گر پای خسته گردد رفتن بسر کن، ای دل
هوش مصنوعی: وقتی که درخواست خود را مطرح کردی، استراحت کن زیرا از خستگی به تنگ آمدهام. اگر پاهای خستهام مانع رفتن شدند، دیگر نرو، ای دل.
در خلوت وصالش روزی که بار یابی
بیچاره اوحدی را آنجا خبر کن، ای دل
هوش مصنوعی: در روزی که به وصال او برسی، به یاد بیچاره اوحدی باشید و این را به دل خود بگو، ای دل.