برگردان به زبان ساده
گفتم: به چابکی ببرم جان ز دست عشق
خود هیچ یاد و هوش نیاورد مست عشق
هوش مصنوعی: گفتم که به سرعت روح خود را از عشق بربایم، اما عاشق آنقدر مست بود که هیچ یاد و تفکر درباره عشق نکرد.
صد گونه مرهم ار بنهی سودمند نیست
آنرا که زخم بر جگر آمد ز شست عشق
هوش مصنوعی: اگر آدمی صد نوع درمان و مرهم هم بگذارد، فایدهای ندارد برای کسی که به خاطر عشق زخمی در دل دارد.
گفتیم: دل ز عشق بپرداختیم و خود
هر روز بیش میشود این جا نشست عشق
هوش مصنوعی: گفتیم که از عشق دل خود را رها کردیم، اما هر روز بیشتر و بیشتر اینجا درگیر عشق میشویم.
هر چند سر کشیدم ازین عشق سالها
هم زیر پای کرده مرا زور دست عشق
هوش مصنوعی: هرچند سالها در برابر این عشق مقاومت کردم، اما عشق به قدری قوی است که مرا به خاک افکنده و تحت کنترل خود گرفته است.
ایزد مگر به لطف خلاصی دهد، که راه
بیرون نمیبریم ز دیوار بست عشق
هوش مصنوعی: تنها با لطف و رحمت خداوند میتوانیم از این وضعیت سخت و دیوار محبتی که ما را احاطه کرده، رهایی یابیم؛ چرا که خودمان توانایی خروج از این شرایط را نداریم.
ای نیکخواه عافیت اندیش خیر گوی،
زین پس مکن نصیحت محنت پرست عشق
هوش مصنوعی: ای کسی که خیر و صلاح دیگران را میخواهی و به فکر آرامش هستی، از این به بعد درباره عشق و مشکلات آن نصیحت نکن.
پرسیدهای که: باده خورد اوحدی؟ بلی
خوردست باده، لیک ز جام الست عشق
هوش مصنوعی: پرسیدهای که آیا اوحدی شراب نوشیده است؟ بله، او شراب را نوشیده، اما در حقیقت از جام عشق است.