برگردان به زبان ساده
که میبرد خبر عاشقان شیفته حالش؟
ز سجده گاه عبادت به پیش صدر جلالش
هوش مصنوعی: چه کسی حال عاشقان را که دلباختهاند به او خبر میبرد؟ از جایگاه عبادت، جلوتر از عظمت و جلال او.
هزار دیده بر آن چهره ناظرند ولیکن
نمیرسد نظر هیچکس به کنه کمالش
هوش مصنوعی: بسیاری از چشمها به آن چهره زیبا نگاه میکنند، اما هیچکدام قادر نیستند عمق کمال و زیبایی او را درک کنند.
مرا دلیست به حال از فراق صورت آن بت
که هیچ چاره ندانم به جز نهفتن حالش
هوش مصنوعی: دل من به شدت از دوری صورت آن معشوق در عذاب است و هیچ راه حلی برای این درد نمیشناسم جز اینکه احساسات و حالتم را مخفی کنم.
سیاه شد چو شب تیره روز روشن بختم
ز محنت شب هجران دیر باز چو سالش
هوش مصنوعی: زمانی که شب تاریک میشود، روز روشنی که در آینده دارم به خاطر درد و رنج شب جدایی، به شدت سیاه و غمگین میشود، انگار که سالها گذشته است.
چه جای وصل؟ که بر آسمان رسم ز تفاخر
گرم به خواب میسر شود حضور خیالش
هوش مصنوعی: به کجا میتوان به وصل و دیدار رسید؟ زمانی که فقط با خیال و فخر به آسمان مینگرم و خواب به من اجازه نمیدهد!
هزار فال گرفتم من از صحیفهٔ ایام
چو نام دوست نیامد، نداشتیم به فالش
هوش مصنوعی: من هزار بار سرنوشت خود را از دفتر زندگی خواندم، اما وقتی که نام دوست در آن نیامد، دیگر به آن فال اهمیت ندادم.
به یاد دوست قناعت کن، اوحدی، که دل تو
به روز وصل ندیدیم و نیست مرد وصالش
هوش مصنوعی: به خاطر یاد دوست، راضی باش و قناعت کن، زیرا دل تو روزی که به وصال رسید نداشتیم و کسی را که به وصالش برسد پیدا نمیکنم.