برگردان به زبان ساده
جفت شادیست بعید، آنکه تو داری شادش
مقبل آنست که آیی به مبار کبادش
هوش مصنوعی: جفت شادی پیدا نیست، بلکه کسی که تو را شاد کرده، منتظر است تا تو به او تبریک بگویی و هنگام آمدنت خوشحال شود.
دلم از شوق تو شب تا به سحر نعره زنان
تو چنان خفته که واقف نهای از فریادش
هوش مصنوعی: دل من از شوق تو شب تا صبح سر و صدا میکند، ولی تو آنقدر در خواب عمیق هستی که از این همه فریاد باخبر نیستی.
از من خسته لب لعل تو دل خواسته بود
کام دل تا ندهد دل نتوانم دادش
هوش مصنوعی: دوست من، قلبی که در آرزوی لبهای خوشرنگ تو است، از من خسته شده و میخواهد که به خواستهاش برسد. اما تا زمانی که نتوانم آنچه را که دل میخواهد به او بدهم، نمیتوانم به او پاسخ دهم.
آدمی باید و حوای دگر دوران را
که دگر مثل تو فرزند بباید زادش
هوش مصنوعی: انسان باید همسر و همدمی دیگر را در زندگی انتخاب کند، زیرا کسی مانند تو باید فرزندی دیگر به دنیا بیاورد.
تن من شد ز تمنای سر کوت چو خاک
وقت آنست که همراه کنم با بادش
هوش مصنوعی: بدن من از آرزوی یک سر کوتاه شده است، مانند خاک. زمان آن رسیده که این احساس را با باد همراه کنم.
دوستی را که مه وصال به اندیشهٔ تست
کی توان گفت که: یک روز میآور یادش؟
هوش مصنوعی: دوستی را که به خاطر تفکر دربارهٔ وصال و دیدار او همیشه در ذهن توست، چگونه میتوان گفت که یک روز نامش را به خاطر میآوری؟
در دل آن خانه که کردم به وفای تو بنا
موج توفان قیامت نکند بنیادش
هوش مصنوعی: در دل آن خانهای که به خاطر تو ساختهام، هیچگاه طوفان قیامت نمیتواند بنیادش را متزلزل کند.
اوحدی، با غم شیریندهنان زور مکن
کین نه کوهیست که سوراخ کند فرهادش
هوش مصنوعی: با دقت و توجه به دلخوشیهای زندگی پرداخته و تلاش نکن در برابر غم و اندوهی که شیریندهنان دارند، زیرا این مشکلات همانند کوهی بزرگ نیستند که نتوان آنها را حذف کرد.
آهنین پنجه اگر کوه ز جا برگیرد
نکند فایده بر سنگدلان پولادش
هوش مصنوعی: اگر دستانی قوی و آهنی هم کوه را از جای خود بکند، باز به سنگدلانی که دلهای آهنی دارند، اثر نخواهد گذاشت.