برگردان به زبان ساده
سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش
ماه را ماند که میتابد همی نور از رخش
هوش مصنوعی: دلبر او بسیار زیباست، چشمان بد از نگاهش دور باشند، زیرا چهرهاش مانند ماه میدرخشد و نورش را ساطع میکند.
این پریوش را اگر فردا به فردوس آورند
رخ چو بنماید، خجل گردد بسی حور از رخش
هوش مصنوعی: اگر فردا این پری زیبا را به بهشت ببرند و او چهرهاش را نشان دهد، حوریها از زیبایی او بسیار شرمنده خواهند شد.
گر به بستان آید آن گلچهر با این غنج و ناز
گل بماند در حجاب و غنچه مستور از رخش
هوش مصنوعی: اگر آن دختر زیبا با این ناز و غنج به باغ بیاید، گلها در حجاب خواهند ماند و غنچهها از زیباییاش پنهان خواهند شد.
آیت نصرة بسی خوانم، که از راه وصال
باز گردد لشکر امید منصور از رخش
هوش مصنوعی: من نشانههای یاری را بارها میخوانم، تا اینکه سپاه امید، با پیروزی و پیوند، دوباره از راه وصال برگردد.
همچو من در هجر جانان دور باد از کام دل
آنکه میدارد مرا بیموجبی دور از رخش
هوش مصنوعی: به مانند من که به خاطر دوری از محبوب، از آرزوهای دلم دور ماندهام، کسی که بدون هیچ دلیلی مرا از دیدار رویش دور نگهداشته است.
آنچه مقدور من بیچاره بود، از جان و دل
رفت بر باد و نشد یک بوسه مقدور از رخش
هوش مصنوعی: هرچه که از دست من بیچاره برمیآمد، با جان و دل تلاش کردم و هیچ چیز جز شعلههای عاشقانه از بین نرفت و حتی نتوانستم یک بوسه از او بگیرم.
دست گیرد اوحدی را بیشک، ار دستان او
داستانی باز گوید پیش دستور از رخش
هوش مصنوعی: اوحدی یقیناً دستانش را به کسی میدهد، و اگر دستان او داستانی را بیان کند، این داستانی است که پیش از افسانهها و داستانهای دیگر از رخش میآید.