برگردان به زبان ساده
نسپردم از خرابی دل خود به چشم مستش
ور زانکه میسپردم در حال میشکستش
هوش مصنوعی: دل شکستهام را به نگاه مستش نمیسپارم، چون اگر این کار را کنم، در حین این کار دل خود را میشکنم.
نقاش دوربین را از دست بر نیاید
نقش دگر نهادن پیش نگار دستش
هوش مصنوعی: نقاشی که دوربین را در دست دارد، نمیتواند تصویری دیگر به جز آنچه که قبلاً کشیده است، خلق کند.
کی در کنارم آید؟ چو زان میان لاغر
در چشم من نیاید غیر از کمر، که بستش
هوش مصنوعی: کی به کنارم خواهد آمد؟ در این میان، تنها کمر او است که در چشم من جلوهگر میشود و چیزی از او جز آن در نظر نمیآید.
هر کس که دید روزی از دور صورت او
نزدیک دوربینان دورست باز رستش
هوش مصنوعی: هر کسی که از دور به چهرهی او نگاه کند، نزدیک بینها او را از دور میبینند و دورتر دیده میشود.
در سالها نیاید روزی به پرسش ما
ور ساعتی بیاید یک دم بود نشستش
هوش مصنوعی: در طول سالها، روزی نیست که کسی به پرسش ما پاسخ دهد، اما لحظهای میآید که میتوانیم با او نشستی داشته باشیم.
جز روی او نباشد قندیل شب نشینان
جز کوی او نباشد محراب بت پرستش
هوش مصنوعی: جز چهره او، چراغی برای شبنشینان وجود ندارد و جز محله او، جایی برای عبادت بتها نیست.
نی، پای بر نیاورد از دامش اوحدی، کو
سر نیز بر نیاورد از نیستی که هستش
هوش مصنوعی: نی هرگز از دامش پا نمیکشد، همانطور که سر نیز از عدم به وجود نمیآید.