برگردان به زبان ساده
به رخ شمع شبستانم تویی بس
به قامت سرو بستانم تویی بس
هوش مصنوعی: تو مانند شمعی در شبستان من هستی و حتی بیشتر از آن، به بلندای سرو در بستانم تویی.
نهان بودی ز ما، پیداستی باز
کنون پیدا و پنهانم تویی بس
هوش مصنوعی: از من پنهان بودی، اما اکنون نمایان شدهای. در این حال، تو هم پیدا هستی و هم ناپیدا برای من.
من و ما و دل و جان و سر و مال
همه کفرست، ایمانم تویی بس
هوش مصنوعی: من و چیزهایی که دارم، از جمله دل و جان و داراییهایم، همه در مقایسه با عشق و ایمان به تو بیارزش هستند. فقط تویی که برای من ایمان و اعتقاد واقعی را میسازی.
اگر در دل کسی بود، آن ندانم
میان نقطهٔ جانم تویی بس
هوش مصنوعی: اگر در دل کسی ماجرا و راز خاصی وجود داشته باشد، تو همان نقطهی حساس و مرکزی وجود من هستی.
گر از خود دیگری گوید، من از تو
همی گویم، که برهانم تویی بس
هوش مصنوعی: اگر دیگری از خودش صحبت کند، من هم از تو سخن میگویم، زیرا تو را دلیل و برهان میدانم.
مرا پرسند کز دانش چه دانی؟
چه دانم؟ هر چه میدانم تویی بس
هوش مصنوعی: از من میپرسند: از دانش چه میدانی؟ چه میدانم؟ هر آنچه میدانم، تویی کافی است.
ز گل رویان این عالم که هستند
من آن میجویم و آنم تویی بس
هوش مصنوعی: در میان زیباییهای این دنیا، من تنها به دنبال تو هستم و تو همان چیزی هستی که به دنبالش میروم.
نمیدانم که دردم را سبب چیست؟
همی دانم که درمانم تویی بس
هوش مصنوعی: نمیدانم دلیل این درد چیست، اما میدانم که تو تنها درمان منی.
درین راه اوحدی را رهبری نیست
دلیل این بیابانم تویی بس
هوش مصنوعی: در این مسیر، هیچ راهنمایی وجود ندارد و دلیل این بیابان تنها تویی.