برگردان به زبان ساده
ما بغیر از یار اول کس نمیگیریم یار
اختیار اولین یارست و کردیم اختیار
هوش مصنوعی: ما به جز یار نخست، هیچکس دیگری را برای دوست داشتن انتخاب نمیکنیم. انتخاب ما همان یار اول است و ما این انتخاب را خود کردهایم.
هر زمان مهری و پیوندی نباشد سودمند
هر زمان عهدی و پیمانی نیاید سازگار
هوش مصنوعی: هر زمان که محبت و ارتباطی وجود نداشته باشد، سودی نخواهد داشت و هر زمان که قول و قراری میان افراد نباشد، توافقی نخواهد بود.
سر یکی داریم و دریک تن نمیباید دو سر
دل یکی داریم و در یکدل نمیگنجد دو یار
هوش مصنوعی: ما باید در یک زندگی مشترک تنها یک فکر و نظر داشته باشیم. از آنجایی که در قلبمان نمیتوانیم دو عشق را جا بدهیم، بهتر است که در عشق، وفادار و یکدل باشیم.
دل چه باشد؟ عشق میباید که باشد بر مزید
سر چه باشد؟ مهر میباید که باشد برقرار
هوش مصنوعی: دل چه اهمیتی دارد؟ عشق باید در آن وجود داشته باشد. برتری و فزونی هم به چه معناست؟ محبت باید همواره و پایدار باشد.
ای نصیحت کن، ملامت چند و چند؟ از دست تو
صد گریبان پاره کردم، دستم از دامن بدار
هوش مصنوعی: تو که مدام نصیحت میکنی، چرا اینقدر ملامت میکنی؟ به خاطر تو، من بارها دلم شکسته و به درد آمده. حالا لطفا دستانت را از زندگیام دور کن.
گر تو هم در سینه داری غیرتی، رشکی ببر
ور تو هم در دیده داری حیرتی اشکم ببار
هوش مصنوعی: اگر تو نیز در دل خود احساس غیرت داری، حسادت کن و اگر در چشمانت حیرت وجود دارد، اشکهایم را بریز.
عاشقم، گر عاشقی شوریده بینی در گذر
بیدلم، گر بیدلی آشفته بینی در گذار
هوش مصنوعی: من عاشق هستم و اگر در مسیرت کسی را ببینی که دیوانهوار عاشق است، من همانم. و اگر کسی را ببینی که آشفته و بیقرار است، او هم من هستم.
دامنم را چون تهی دیدی ز گل، خاری منه
دلبرم را چون بری دیدی ز من، خوارم مدار
هوش مصنوعی: وقتی که دست من را از گل و زیبایی خالی دیدی، لطفاً خاری به دل من نزن. و وقتی که تو را از خود دور و بریده شده دیدم، مرا کوچک و حقیر نشمار.
اوحدی، از یار هر جایی چه نالی بیش ازین؟
با تو میگفتم که: این کارت نمیآید به کار
هوش مصنوعی: اوحدی، از معشوق چه گلهای داری؟ به تو گفته بودم که این رفتارها به تو نمیسازد.