برگردان به زبان ساده
بگشای ز رخ نقاب دیدار
تا نگذرد از درت خریدار
هوش مصنوعی: چهرهات را از پرده کنار بزن تا مشتری بهراحتی از در تو عبور کند.
این پرده که بر درست بردر
وین سایه که بر سرست بردار
هوش مصنوعی: این پردهای که بر در قرار دارد و این سایه که بر سر است، آنها را کنار بزن.
گفتی: بنشین که من بیایم
بنشینم و نیستی تو آن یار
هوش مصنوعی: تو گفتی: بنشین تا من بیایم و بنشینم، اما تو یارت نیستی.
کز یاری من نیایدت ننگ
وز صحبت من نباشدت عار
هوش مصنوعی: اگر یاری من به تو نرسد، برایت شرمندهکننده نیست و از همراهی با من نباید احساس خجالت کنی.
زین قاعده و خلاف بگذر
و آن داعیه در غلاف بگذار
هوش مصنوعی: از این اصول و مخالفات عبور کن و آن ادعای خود را در درون محدودیتها نگهدار.
تا کی باشیم پست بر در؟
وز هجر تو کرده رخ به دیوار
هوش مصنوعی: چقدر باید در انتظار بمانیم و خود را در جایگاهی پایین قرار دهیم؟ و از دوری تو به دیوار خیره شدهایم.
هر کس به حساب تار و پودست
ما با سخن تو در شب تار
هوش مصنوعی: هر فردی بر اساس ویژگیها و خصوصیات خود، ما را قضاوت میکند و در این میان، گفتار تو در شب تاریکی برایشان تاثیرگذار است.
پنداشتمت که: مهربانی
و آن نیز خیال بود و پندار
هوش مصنوعی: من فکر میکردم که تو انسان مهربانی هستی، اما آن نیز فقط یک خیال و توهم بود.
سر در سر کار عشق کردیم
و اگه نشدی، زهی سر و کار؟
هوش مصنوعی: ما تمام تلاش و زندگیمان را در عشق گذاشتیم و اگر تو نتوانستی به ما بپیوندی، چیزی از ما کم نمیشود.
هر لحظه مکن بکشتنم زور
هر روز مکن بهشتنم زار
هوش مصنوعی: هر لحظه به من آسیب نزن و هر روز باعث نمیشوی که به حال زار بیفتم.
یا آن دل برده باز پس ده
یا این تن مرده نیز بگذار
هوش مصنوعی: یا آن دل که از من گرفتهای را به من برگردان، یا این بدن بیروح و مردهام را هم به حال خود رها کن.
مپسند که از فراق رویت
فریاد برآرم اوحدیوار
هوش مصنوعی: نپسند که از دوری چهرهات شکایتی کنم، مثل اوحدی.