برگردان به زبان ساده
سر زلف خود بگیری همه پیچ و خم برآید
دل ریش من بکاوی همه درد و غم برآید
هوش مصنوعی: اگر تو به موهای پیچخوردهات دست بزنی، تمام جزییات آن نمایان میشود و اگر بخواهی به دل شکسته من سرک بکشی، تمام دردها و غمها بیرون خواهند آمد.
تو ازآن سخن که گویی و از آن میان که داری
به میان خوب رویان سخن از عدم برآید
هوش مصنوعی: سخنانی که تو میگویی و نظراتی که در دل داری، در بین زیبا رویان به گونهای بیان میشود که از عدم و نیستی سرچشمه میگیرد.
چو جهانیان به زلف تو سپردهاند خاطر
سر زلف خود مشوران، که جهان بهم برآید
هوش مصنوعی: وقتی که همه مردم به زلف تو دل بستهاند، بهتر است که سر زلف خود را به دیگران ندهی؛ زیرا ممکن است دنیا به هم بریزد.
ز غم تو در لحد من به مثابتی بگریم
که ز خاک من بروید گل سرخ و نم برآید
هوش مصنوعی: از غم تو در این خاک، به حدی میگریم که از زمین من گلی سرخ خواهد روئید و نم و رطوبت خواهد آمد.
چو حدیث بوسه گویم نبود یکی به سالی
چو سخن ز غصه رانم دو به یک شکم برآید
هوش مصنوعی: وقتی از بوسه صحبت میکنم، هر سال فقط یک نفر به یاد میآید، اما وقتی از غم و اندوه حرف میزنم، تعداد زیادی از آن در دل و ذهنم میآیند.
به مخالفم خبر کن که: مقیم این درم، تا
نکند شکار صیدی که ازین حرم برآید
هوش مصنوعی: به مخالفم اطلاع بده که من در این مکان هستم، تا شکار صیدی که از این حرم خارج میشود، انجام نگیرد.
مکن، اوحدی، شکایت، که نمیرسی به کامی
تو مرید درد او شو، که مراد کم برآید
هوش مصنوعی: عزیزم، شکایت نکن که به آنچه میخواهی نمیرسی. بهتر است دچار درد او شوی، چون خواستههای کمتری به دست میآوری.