برگردان به زبان ساده
کو دیدهای که بیتو به خون تر نمیشود؟
یا رخ که از فراق تو چون زر نمیشود؟
هوش مصنوعی: آیا دیدهای که بدون تو پر از اشک نشود؟ یا صورت که به خاطر دوری تو چون طلا نمیدرخشد؟
زان طره باد نیست که نگرفت بوی مشک
زان زلف خاک نیست که عنبر نمیشود
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که طره موی معشوق به خاطر بادی که میوزد، نمیتواند بوی خوش مشک را بگیرد و زلف او نیز به خاطر خاکی بودنش، نمیتواند عطر خوش عنبر را منتشر کند. به عبارت دیگر، زیبایی و عطری که از موی معشوق به مشام میرسد، ناشی از خود آن موی زیباست و نه از دلایل خارجی.
پیوسته با منی و مرا با تو هیچ وقت
وصلی به کام خویش میسر نمیشود
هوش مصنوعی: تو همیشه با منی، اما هیچگاه نمیتوانم به وصلی که در خیال دارم برسم.
ذکر تو میکنیم و به پایان نمیرسد
وصف تو میکنیم و مکرر نمیشود
هوش مصنوعی: ما مدام درباره تو صحبت میکنیم و هرگز به پایان نمیرسد، وصف تو را بیان میکنیم و هرگز تکراری نمیشود.
از خانقاه و مدرسه تحصیل چون کنیم؟
ما را که جز حدیث تو از بر نمیشود
هوش مصنوعی: ما از خانقاه و مدرسه چه بهرهای میتوانیم ببریم؟ ما را فقط یاد تو در ذهن مان باقی مانده است و غیر از آن چیزی نمیتوانیم حفظ کنیم.
زان سنگ آستانه به دانش فرو تریم
کز آستانهٔ تو فراتر نمیشود
هوش مصنوعی: از آن سنگ درگاه، به خاطر علم و دانش، متواضعانه پایینتر آمدهایم، زیرا هیچ کس نمیتواند از درگاه تو بالاتر برود.
از مال حیف نیست که اندر سر تو رفت
از جان اوحدیست، که در سر نمیشود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هیچ نگرانی از دست دادن مال و ثروت وجود ندارد، زیرا چیزی که این ثروت را در اختیار شما قرار داده، همان جان و وجود فردی بزرگ و باارزش است که در درون شما و در قلبتان است. در واقع، اهمیت واقعی درونیات و وجود انسانهاست و نه صرفا داراییهای مادی.