برگردان به زبان ساده
ای کون و مکان از تو، اندر چه مکانی خود؟
مثل تو نمییابم، آخر به چه مانی خود؟
هوش مصنوعی: ای همهچیز، تو منشأ وجودی و هستی، در کدام مکان قرار داری؟ من مانند تو را نمیتوانم پیدا کنم، پس خودت همچون چه کسی هستی؟
هر کس که تو میبینی حالی بتو میگوید:
من هیچ نمیگویم، دانم که تو دانی خود
هوش مصنوعی: هر کسی که تو او را میبینی، حالتی به تو نشان میدهد و چیزی از من نمیگوید؛ اما بهتر از همه میداند که تو خودت از حال او باخبری.
چون ز آتش آن شادی رنگیم نیفزودی
زین دود که بر کردی رنگی برسانی خود
هوش مصنوعی: از زمانی که به خاطر آتش شادیام رنگین شدهام، این دودی که بر افروخته شده، رنگی به زندگی من نیاورده است. تو میتوانی رنگی به خود برسانی.
من فاش همی دیدم روی تو ز هر رویی
اکنون چو نظر کردم از دیده نهانی خود
هوش مصنوعی: من همیشه از زوایای مختلف چهره تو را میدیدم، ولی حالا که به عمق نگاه پنهان خودم نگریستم، احساسات و زیباییهای دیگری از تو را کشف کردم.
کس را چو نمیخواهی کاگه شود از حالت
خواهی که نماند کس، تا شاد بمانی خود
هوش مصنوعی: هرگاه کسی را نمیخواهی، نباید از حالت او ناراحت باشی. چراکه اگر کسی را نخواهی، دیگر هیچکس نمیماند که موجب خوشحالیات شود.
همراه شوی با ما و آنگاه چو کار افتاد
در غم بهلی مار را، تنها بدوانی خود
هوش مصنوعی: اگر با ما همراه شوی و وقتی کارها سخت شد، در مشکلات تنها نخواهی ماند و خودت باید به تنهایی با چالشها روبرو شوی.
چون اوحدی از بیشی عذر تو همی خواهد
دانم که بهر جرمش از پیش نرانی خود
هوش مصنوعی: وقتی اوحدی از من تقاضای عذر میکند، میدانم که او به خاطر اشتباهش از قبل خود را تبرئه نمیکند.