برگردان به زبان ساده
دل به خیالی دگر خانه جدا کرده بود
ورنه چنان منزلی از چه رها کرده بود؟
هوش مصنوعی: دل به رویایی دیگر تمایل پیدا کرده بود وگرنه چرا از چنین سرای دلانگیزی دست برمیداشت؟
رفت ز پند خرد در وطن دام و دد
تا بنماید به خود هر چه خدا کرده بود
هوش مصنوعی: رفت از نصیحت حکیمانه در سرزمین خود، حیوانات وحشی تا نشان دهد به خود هر آنچه را که خداوند خلق کرده بود.
معنی خود عرضه کرد بر من و دیدم درو
صورت هر نقش کو بود و مرا کرده بود
هوش مصنوعی: معنی او را برایم آشکار کرد و دیدم که در آن، تمام جلوهها و شکلهایی که وجود داشت، به من مرتبط شده بود.
در سفر هجر او تا نشود دل ملول
باز ز هر جانبی روی فرا کرده بود
هوش مصنوعی: در سفر دوری او، تا زمانی که دل از غم و اندوه پر نشود، چهرهام را از هر طرف به سمت او برگرداندهام.
شد دل ما زین سفر کار کن و کارگر
ورنه به جایی دگر کار کجا کرده بود؟
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر این سفر، دچار مشکل و نگرانی شده است. اگر کسی به ما کمک نکند، معلوم نیست که به کجا خواهیم رفت و چه کارهایی باید انجام دهیم.
گر چه به هر باغ بس لاله و گل ریخته
ورچه به هر خانه پر برگ و نوا کرده بود
هوش مصنوعی: هرچند در باغها پر از لاله و گل است و در هر خانه صدای خوش و شاداب به گوش میرسد،
دیده ز خاک درش هیچ هوایی نکرد
دید که جز باد نیست هر چه هوا کرده بود
هوش مصنوعی: چشم به درخت دوخته، اما هیچ جنب و جوشی نمیبیند و متوجه میشود که غیر از وزش باد، هیچ چیز دیگری در این فضا وجود ندارد.
این خرد ناسزا راه ندانست برد
ورنه رخش، هر چه کرد بس بسزا کرده بود
هوش مصنوعی: این خرد نادان راهی نمیشناخت، وگرنه اسب او هر کاری انجام داده بود، بهحق بوده است.
گر چه به نقدی که هست سود نکردم به دست
خواجه، کرم کار تست، بنده خطا کرده بود
هوش مصنوعی: هرچند که در این موقعیت نتوانستم به خواجه چیزی بدهم، اما لطف و کرم توست که مرا در این خطا ببخشیدی.
هیچ گرفتی نکرد بر غلط فعل ما
نسبت این فعلها گر چه بما کرده بود
هوش مصنوعی: هیچگاه بر اشتباهات ما نسبت به این کارها انتقادی صورت نگرفته، هرچند که این کارها از طرف ما انجام شده است.
کرد به طاعت بها: جنت وصل و لقا
لیک ببخشید باز، هر چه بها کرده بود
هوش مصنوعی: در اثر بندگی و اطاعت، به بهشتی از وصال و دیدار رسید؛ اما دوباره هر آنچه که به عنوان بها پرداخت کرده بود، از او گرفته شد.
روی دل ما ندید، هیچ نیاورد یاد
زانچه تن ناخلف فوت و فنا کرده بود
هوش مصنوعی: دل ما هیچ توجهی به آنچه که گذشته و از دست رفته است، نداشت و در یادش نیاورد که تن بیوفا و ناپاک چه کارهایی انجام داده و چه نعمتهایی را از دست داده است.
عاشق دل خرقهای داشت ز سر ازل
چون به ابد باز شد خرقه قبا کرده بود
هوش مصنوعی: عاشق از ابتدا جامهای ساده به تن داشت، اما هنگامی که به ابدیت رسید، آن جامه به قبا (لباس زیبا) تبدیل شده بود.
عشق درآمد به کار و آخر و برداشت بار
ورنه خرد رنج تن جمله هبا کرده بود
هوش مصنوعی: عشق به میدان آمد و در نهایت نتیجهاش را گرفت، در غیر این صورت تمام سختیهای زندگی بیفایده و بیمعنا بود.
مادر دوران به ما شربت مهری نداد
تا پدر از بهر ما خود چه دعا کرده بود؟
هوش مصنوعی: مادر در این زمانه به ما محبت نکرد، حال آنکه پدر برای ما چه درخواستهایی از خدا کرده بود؟
میوهٔ دلها نشد جز سخن اوحدی
کز همه باغ این درخت نشو و نما کرده بود
هوش مصنوعی: تنها سخن اوحدی باعث شد که دلها میوه بدهند، همانطور که از این باغ، تنها این درخت رشد و نمو کرده است.