برگردان به زبان ساده
هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود
گر دمی با تو برآرد نه نکو کرده بود
هوش مصنوعی: هر کس که به زیبایی چهره تو عادت کرده بود، اگر لحظهای با تو باشد، کار نیکو نکرده است.
گر به مشک ختنی میل کند عین خطاست
هر که او چین سر زلف تو بو کرده بود
هوش مصنوعی: اگر کسی به بوی مشک تمایل داشته باشد، قطعاً فکری اشتباه کرده است اگر که او لحظهای موهای تو را بو کرده باشد.
پیش چو گان سر زلف تو آن یارد گشت
که بر زخم جفا صبر چو گو کرده بود
هوش مصنوعی: در کنار زیبایی و جذابیت موهای تو، آن دوستی شکل گرفت که بر دردهای ناشی از بیرحمی صبر کرده بود.
بارها زلف تو، دانم، که بر روی تو خود
شرح سودای مرا موی به مو کرده بود
هوش مصنوعی: من میدانم که بارها زلفهای تو، خود داستان عشق مرا به هر رشته و دانهای از موهایت منتقل کرده است.
کاسهٔ سر ز تمنای تو خالی نکنم
و گرم کوزهگر از خاک سبو کرده بود
هوش مصنوعی: هرگز نخواهم گذاشت که آرزو و عشق تو در قلبم خالی بماند، مثل اینکه کوزهگر با دقت و محبت از خاک، ظرفی ساخته است.
هر دلی کان نشود نرم بسوز غم تو
نه دلست آن، مگر از آهن و رو کرده بود
هوش مصنوعی: هر دلی که نتواند با درد و غم تو نرم و احساساتی شود، دیگر دل نیست و باید از جنس آهن باشد؛ زیرا هیچ احساس و نرمی در آن وجود ندارد.
اوحدی گر ز فراق تو ننالد چه کند؟
در همه عمر چو با وصل تو خو کرده بود
هوش مصنوعی: اگر اوحدی از دوری تو گلهای نکند، چه کار باید کرد؟ او در تمام عمرش به وصالت عادت کرده بود.