برگردان به زبان ساده
تو را که گفت که من بیتو میتوانم بود
که مرگ بادا گر بیتو زنده دانم بود
هوش مصنوعی: کسی که بگوید بدون تو میتوانم زندگی کنم، نمیداند که زندگی بدون تو برایم همچون مرگ است.
اگر به پیش کسی جز تو بستهام کمری
گواه باش که: زنار در میانم بود
هوش مصنوعی: اگر به کسی غیر از تو وابستهام، کمری که دارم گواهی خواهد داد که در دل من عشق تو وجود دارد.
درون خویش بپرداختم ز هر نقشی
مگر وفای تو کندر میان جانم بود
هوش مصنوعی: من به بررسی و تحلیل درون خود پرداختم تا به هر شکلی برسم، اما تنها چیزی که در دل و جانم باقی ماند، وفای تو بود.
هزار بار مرا سوختی و دم نزدم
که مهر در جگر و مهر بر زبانم بود
هوش مصنوعی: تو هزار بار مرا آزردی و من چیزی نگفتم، چون عشق در دل و بر زبانم جاری بود.
سکونت از من دل خسته در جدایی خود
طلب مدار، که ساکن نمیتوانم بود
هوش مصنوعی: درخواست نکن که در جدایی، آرامش و سکونت را از من بخواهی، زیرا من نمیتوانم در این شرایط آرام بمانم.
بگفت راز دل اوحدی به مرد و به زن
سرشک دیده، که در عشق ترجمانم بود
هوش مصنوعی: اوحدی در این شعر به بیان راز دل خود میپردازد و میگوید که هم برای مردان و هم برای زنان، احساسات عمیق و اشکهایش را در عشق بیان میکند. او خود را به عنوان کسی معرفی میکند که در عشق به عنوان یک ترجمان و بیانکننده این احساسات عمل میکند.