برگردان به زبان ساده
دیگی که پار پختم چون ناتمام بود
باز آمدم که پخته شود هر چه خام بود
هوش مصنوعی: وقتی که دیگی که برای پختن خوراک آماده کرده بودم هنوز نپخته بود، دوباره برگشتم تا هر چیزی که نپخته و خام مانده، به خوبی درست شود.
امسال نام خویش بشویم به آب می
کان زهدهای پار من از بهر نام بود
هوش مصنوعی: امسال تصمیم دارم نام خود را با آب می پاک کنم، تا زهدهای گذشتهام که برای نام و شهرت بودهاند، از بین بروند.
بسیار سالهاست که دل راه میرود
وانگه بدان که: منزل اول کدام بود؟
هوش مصنوعی: سالهاست که دل سفر میکند و در نهایت، به یاد میآورد که اولین مقصد کجا بود؟
چون آمدم به تفرقه از جمع او، مگر
آن بار خاص باشد و این بار عام بود
هوش مصنوعی: زمانی که از جمع او فاصله گرفتم و به تنهایی آمدم، شاید آن لحظه ویژهای باشد، اما این لحظه عمومی و معمولی است.
بر دل شبی ز روزن جان پرتوی بتافت
گفتم که: صبح باشد و آن نیز شام بود
هوش مصنوعی: در دل شب، نوری از پنجره جان به من تابید. فکر کردم صبح شده است، اما متوجه شدم که هنوز شب است.
وقتی سلام او ز صبا میشنید گوش
در ورطها سلامت ما زان سلام بود
هوش مصنوعی: وقتی نسیم صبح با سلام او به گوش من میرسید، احساس آرامش و سلامت میکردم و آن سلام باعث بود.
زین پس مگر به مصلحت خود نظر کنیم
کین چند گاه گردن ما زیر وام بود
هوش مصنوعی: از این پس باید فقط به مصلحت خود فکر کنیم، زیرا مدت زیادی است که تحت فشار وام بودهایم.
دل زین سفر کشید به هر گام زحمتی
من بعد کام باشد، کان جمله گام بود
هوش مصنوعی: دل از این سفر هر قدم را با زحمت پشت سر گذاشت، اما بعد از این همه سختی به خوشی و رضایت میرسد، چرا که هر قدمی که برداشت، نتیجهای داشت.
وقت این دمست اگر ز دم غول میرهیم
کان چند ساله راه پراز دیو و هام بود
هوش مصنوعی: این لحظه زمان آن است که اگر از دست این غول بگریزیم، زیرا سالها در مسیری پر از دیو و خطر بودهایم.
در افت و خیز بردهام این راه را به سر
کان بار بس گران و شتر بس حمام بود
هوش مصنوعی: من در این مسیر پر فراز و نشیب، بار سنگینی را به دوش کشیدهام و در عین حال، شتران زیادی را هم در این سفر همراه داشتهام.
بر آسمان عشق وجود هلال من
صد بار بدر گشت ولی در غمام بود
هوش مصنوعی: عشق من مانند هلالی در آسمان است که بارها به شکل کامل درآمده، اما همچنان در حالتی از گمان و تردید به سر میبرد.
جوهر نمینمود ز زنگار نام وننگ
شمشیر ما که تا به کنون در نیام بود
هوش مصنوعی: رنگ و زنگار نمیتواند جوهر واقعی شمشیر ما را نشان دهد، زیرا تا به حال در نیام بوده و رونمایی نشده است.
اکنون درست گشت: جز احرام عشق او
در بند هر کمر که شد این دل حرام بود
هوش مصنوعی: الان همه چیز درست شد: جز لباس عشق او، هیچ چیز دیگری که این دل را محبوس کند، جایز نیست.
گر دیرتر به خانه رسد زین سفر که کرد
تاوان بر اوحدی نبود، کو غلام بود
هوش مصنوعی: اگر کسی از سفر به خانه دیرتر برگردد، هیچ اشکالی ندارد، زیرا او در این سفر به کسی خدمت کرده و برای اوکاری انجام داده است.