برگردان به زبان ساده
آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟
با او مرا به بوسه جواب و سؤال بود
هوش مصنوعی: آن روزی که غم نشانههای زوالش قابل مشاهده بود، برای من فقط با رسیدن به او و با یک بوسه، هم سوالاتم جواب میگرفت و هم آرامش مییافتم.
با آن رخ چو ماه و جبین چو مشتری
هر ساعتم ز روی وفا اتصال بود
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو مانند ماه و پیشانیات همانند سیاره مشتری است. هر لحظه از روی وفا و محبت تو به من متصل است.
از روز وصل در شب هجر او فتادهام
آه! آن زمان کجا شد و باز این چه حال بود؟
هوش مصنوعی: از زمانی که به وصال او رسیدم و اکنون که در شب جداییاش هستم، دلم به حال خود میسوزد. آن زمان که در کنار او بودم کجا رفت و این حال و روز من چیست؟
بر من چه شب گذشت ز هجران یار دوش؟
نهنه، شبش چگونه توان گفت؟سال بود
هوش مصنوعی: شب گذشته چقدر سخت و دردناک گذشت که دوری یار را تحمل میکردم. نه، نمیتوانم به سادگی از آن شب بگویم؛ زیرا این احساس، یک شب نبود، بلکه سالها زمان را پوشش میدهد.
گفتم که: بی رخش بتوان بود مدتی
خود بیرخش بدیدم و بودن محال بود
هوش مصنوعی: گفتم که میشود مدتی بدون دیدن چهرهاش زندگی کرد، اما خود را در این مدت بدون او دیدم و فهمیدم که این کار غیرممکن است.
آن بیوفا نگر که: جدا گشت و خود نگفت
روزی دلی ربودهٔ این زلف و خال بود
هوش مصنوعی: آن بیوفا را ببین که وقتی از من جدا شد، هیچ نگفت. یک روز دلی را که به خاطر این زلف و خال فریبندهاش ربوده بود، فراموش کرد.
ای اوحدی، بریدن ازان زلف همچو جیم
دیدی که بر بلای دل خسته دال بود؟
هوش مصنوعی: ای اوحدی، آیا نمیبینی که چگونه بریدن از آن زلف همچون جیم است که بر درد دل خسته، دال است؟