برگردان به زبان ساده
دوشم از وصل کار چون زر بود
تا به روز آن نگار در بر بود
هوش مصنوعی: دیروز از عشق و وصالی که داشتم چنان احساس خوشبختی کردم که مانند طلا باارزش و زینتبخش بود؛ تا وقتی که محبوبم در کنارم بود.
جام در دست و یار در پهلو
عشق در جان و شور در سر بود
هوش مصنوعی: با جامی در دست و یاری در کنار، عشق در دل و شوری در سر وجود داشت.
گل و شکر بهم فرو کرده
وز دگر چیزها که در خور بود
هوش مصنوعی: یعنی گل و شکر را با هم مخلوط کردهاند و از سایر چیزهایی که مناسب میباشد، استفاده کردهاند.
با چنان رخ ز گل که گوید باز؟
با چنان لب چه جای شکر بود؟
هوش مصنوعی: با چهرهای زیبا مانند گل، چه نیازی به گفتن دوباره است؟ و با لبهایی شیرین، چه جای شکرگزاری وجود دارد؟
زلف مشکین بر آتش رخ او
خوشتر از صد هزار عنبر بود
هوش مصنوعی: زلفهای مشکی که بر صورت او قرار دارد، از صد هزار عطر گرانبها خوشبوتر است.
من و دلدار و مطربی سه به سه
چارمی حارسی که بردر بود
هوش مصنوعی: من و محبوبم و نوازنده، هر سه در کنار یکدیگر، در حالتی سرمست و خوش هستیم، گویی که در یک فضای عاشقانه و دلنشین غرق شدهایم.
شب کوتاه روز ما بر کرد
ور نه بس کار ها میسر بود
هوش مصنوعی: شب کوتاه روز ما را دگرگون کرد، وگرنه کارهای زیادی بود که میتوانستیم انجام دهیم.
مطرب از شعرها که میپرداخت
سخن اوحدی عجب تر بود
هوش مصنوعی: موسیقیدان وقتی شعرها را میخواند، سخن اوحدی واقعاً شگفتانگیزتر بود.
گر چه عیسی دمی نمود او نیز
نیم شب در میانه سر خر بود
هوش مصنوعی: اگرچه عیسی یک لحظه ظهور کرد، اما او نیز در نیمه شب در میان مردم مانند یک الاغ بود.