برگردان به زبان ساده
جماعتی که مرا توبه کار میخوانند
ز عشق توبه بکردم، بگوی: تا دانند
هوش مصنوعی: گروهی هستند که مرا توبهکار میدانند و میگویند که از عشق دست کشیدهام؛ اما بگویید تا بدانند که من واقعاً از عشق توبه نکردهام.
به بند عشق چو شد پای تا سرم بسته
به پند عقلم ازین کار منع نتوانند
هوش مصنوعی: وقتی که تمام وجودم به عشق گرفتار شده است، عقل و نصیحتهایش نمیتوانند مانع این عشق شوند.
ولایتیست دل و عشق آن صنم سلطان
در آن ولایت باقی گدای سلطانند
هوش مصنوعی: دل متعلق به ولایت عشق است و در این سرزمین، عاشق آن معشوقی است که سلطان این ولایت است. در اینجا، بینوایان تنها خدمتگزاران و گدایان حقیقت سلطان عشق هستند.
مکونات جهان را تو قطرها پندار
که آب خویش به دریای عشق میرانند
هوش مصنوعی: جهان را مانند قطرههایی تصور کن که هر کدام به سوی دریای عشق روانه میشوند.
مجاهدان طلب را چو کاروان سلوک
به کوی عشق درآید، شتر بخوابانند
هوش مصنوعی: مجاهدان در جستجوی حقیقت و عشق باید مانند کاروانی باشند که در مسیر سیر و سلوک به دل عشق وارد میشوند و در این راه، باید بار و دغدغههای خود را کنار بگذارند و لحظهای آرام بگیرند.
اگر نه سلسله جنبانشان بود شوقی
ستارگان سپهر از روش فرو مانند
هوش مصنوعی: اگر نبود شوقی که آنها را به حرکت درمیآورد، ستارگان آسمان مانند روشنی کمرمق میماندند.
خبر ز عشق ندارد وجود مدعیان
همیشه در پی انکار اوحدی زانند
هوش مصنوعی: مکالمه و بحث درباره عشق، در وجود مدعیان همیشه به انکار و انحراف کشیده میشود و آنها نسبت به حقیقت عشق بیخبرند.