برگردان به زبان ساده
در آن شمایل موزون چو دل نگاه کند
هزار نامه به نقش هوس سیاه کند
هوش مصنوعی: وقتی دل به زیباییهای آن چهره نگاه میکند، هزار آرزو و خواسته را در ذهنش شکل میدهد که همگی به رنگی تیره و جذاب هستند.
ز حسرت رسن زلف و چاه غبغب او
نه طرفه گر دل من رغبت گناه کند
هوش مصنوعی: من به خاطر زیباییهای زلف و چهرهاش حسرت میخورم؛ اگر دل من خواهان گناه شود، این یک امر عادی است.
به هجراو دل من غیر ازین نمیداند
که روز و شب بنشیند، فغان و آه کند
هوش مصنوعی: دل من در دوری او جز این را نمیشناسد که شب و روز را به فریاد و ناله بگذراند.
برفت و در پی او آن چنان گریستهام
کز آب دیدهٔ من کاروان شناه کند
هوش مصنوعی: او رفت و من به اندازهای برای او گریه کردهام که اشکهایم به قدری زیاد شده که میتواند کاروانی را شنا کند.
دلم کجا طمع وصل او کند؟ هیهات!
مگر ز دور به خاک درش نگاه کند
هوش مصنوعی: دل من چگونه میتواند به وصال او امید داشته باشد؟ هرگز! مگر اینکه از دور به درگاهش نگاهی بیندازد.
اگر ز طلعت او مشتری خبر یابد
کجا ملازمت آفتاب و ماه کند؟
هوش مصنوعی: اگر مشتری از زیبایی او باخبر شود، دیگر چه نیازی به همراهی آفتاب و ماه خواهد بود؟
ز فخر سر به فلک برکشد ستاره صفت
چو اوحدی ز سر زلف او پناه کند
هوش مصنوعی: ستارهای که مانند اوحدی است، به خاطر فخر و عظمتش به آسمان میرسد و زیباییهای او به قدری خاص است که با تماشای زلفش به پناه میآید.