برگردان به زبان ساده
دلم از لعل تو یک بوسه تمنا نکند
که جفای تو مرا دیده چو دریا نکند
هوش مصنوعی: دل من دیگر نیازی به یک بوسه از تو ندارد، چراکه رفتار ناپسند تو باعث شده که حتی دریا هم بیاحساس و بیجان شود.
این چنین بیدل و بیچاره که ماییم امروز
کس ندانم که جفا داند و بر ما نکند
هوش مصنوعی: ما امروز آنقدر در رنج و بیتابی به سر میبریم که هیچکس نمیداند چگونه به ما ظلم میکند و این جفا را بر ما روا میدارد.
بوسهای گر بربودم ز لبت طیره مشو
چون کسی تنگ شکر یابد و یغما نکند؟
هوش مصنوعی: اگر بوسهای از لبت بگیرم، دلگیر نشو، چون کسی که شکر شیرین را میبیند و آن را نمیبرد؟
نیست تشویشم از آن کس که کند خو و اتو
همه تشویشم از آنست که خووا نکند
هوش مصنوعی: من از کسی که عادت به آرامش و سکون دارد، نگران نیستم؛ نگرانی من از این است که کسی نتواند راحت باشد و دچار آشفتگی شود.
در غمت زانکه شکایت کند اندیشه مدار
زان بیندیش که غم بیند و پیدا نکند
هوش مصنوعی: در غم تو، به شکایت فکر نکن، بلکه به این بیندیش که غم را فقط احساس میکند و نمیتواند آن را به وضوح نشان دهد.
چشم ترک تو همان روز که من دیدم عقل
گفت بگریز، که مستست و محابا نکند
هوش مصنوعی: وقتی چشمان زیبای تو را دیدم، عقل به من هشدار داد که دور شوم، زیرا تو مرا به انحطاط و خواب غفلت میکشانی و دیگر نمیتوانم خود را مدیریت کنم.
دوش گفتم که: بیوشم غم عشقت، دل گفت:
اوحدی،گریه نگهدار، که رسوا نکند
هوش مصنوعی: دیشب به خودم گفتم که دیگر غم عشق تو را فراموش کنم، اما دلم گفت: اوحدی، صبر کن و گریه کن، تا به خاطر این احساس رسوا نشوی.