برگردان به زبان ساده
وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
این شکافی است که تا دامن ایمان رفته است
هوش مصنوعی: این مشکل از جایی آغاز شده که چاکی در گریبان به وجود آمده است و اکنون این شکاف به عمق ایمان شخص کشیده شده است.
به حوالی تن از شرم نیاید فردا
جان آن کس که ز هجران تو آسان رفته است
هوش مصنوعی: آدمی که به خاطر دلتنگی و دوری از تو، بیخیال و راحت زندگی میکند، هرگز نمیتواند با آرامش به فردا فکر کند و احساس راحتی کند.
لذتی یافته کام دلم از ناوک او
کز گلوی هوسم چاشنی جان رفته است
هوش مصنوعی: دل من از تیر عشق او لذتی عمیق پیدا کرده است، طوری که آرزوهایم رنگ باخته و جانم از شوق او پر شده است.
رفت آن آفت دین از برم ای هوش بیا
تا ببینم که چه ها بر سر ایمان رفته است
هوش مصنوعی: برو به آنجا که دین و ایمان از من دور شدهاند، بیا و بگذار ببینم چه بر سر اعتقاداتم آمده است.
همت آن بود که لب تشنه بمیرد عرفی
ور نه صد بار به سر چشمه ی حیوان رفته است
هوش مصنوعی: عزمی راسخ داشتم که حتی اگر تشنه بمیرم، باز هم به چشمه حیوان نروم، چرا که بارها به آنجا رفتهام و چیزی نیافتهام.