برگردان به زبان ساده
بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی
برهنه سر بنشستیم در هوای خوشی
هوش مصنوعی: بهار سپری شد و ما تصمیم نگرفتیم که به جایی برای خوشحالی برویم، بلکه در هوای دلپذیر به آرامی نشستهایم.
بهار رفت و به هنگامهٔ نواسنجان
ولی از هوش نرفتیم از نوای خوشی
هوش مصنوعی: بهار تمام شده و در زمانی که نوازندگان مشغول نواختن هستند، اما ما هنوز در حال خوشگذرانی و لذت بردن از موسیقی هستیم و از یاد رفتن نیستیم.
بهار رفت و به مستان گریه دوست دمی
نداشتیم سرودی به های های خوشی
هوش مصنوعی: بهار تمام شد و ما لحظهای برای گریه و شادی با دوستان نداشتیم. هیچ زمانی برای سرودن و شادی کردن نداشتیم.
بهار رفت و نبردیم هم عنان چمن
دلی گرفته ز عمری به دلگشای خوشی
هوش مصنوعی: بهار گذشت و ما نتوانستیم با چمن همگام شویم؛ دلی که به خاطر سالها غم و اندوه، از شادیها دور مانده است.
بهار رفت و به گلبانگ بلبلان چمن
پیاله ای نکشیدیم در هوای خوشی
هوش مصنوعی: بهار تمام شد و ما در هوای خوشی هیچ خوشی را با آواز بلبلان چمن جشن نگرفتیم.
به ترهات تو عرفی خوشند دانایان
ندیده ام به جهان چون تو ژاژخای خوشی
هوش مصنوعی: من هرگز در دنیا کسی را مانند تو ندیدهام که در حرفهای بیمعنی و بیاساس خود اینقدر لذت ببرد و خوشحال باشد.