برگردان به زبان ساده
کو عشق که در غمزدگی نام برآرم
دستی به سزای دل خود کام برآرم
هوش مصنوعی: عشقی را میطلبم که بتوانم در زمان سختیها و غمها نامش را بر زبان بیاورم و با آن، دل خود را به آرامش برسانم.
بد خوی شوم روزی و این جان غم اندیش
از غمکدهٔ سینهٔ بد نام برآرم
هوش مصنوعی: روزی میآید که من به خاطر روح زخمخوردهام از درد و رنجی که در سینهام دارم، به دور از نام و آوازهٔ بد، رنج و غم را رها میکنم.
سررشتهٔ زنار جهانی به کف آمد
یک رشته گر از پردهٔ اسلام برآرم
هوش مصنوعی: دست من به رشتهای از عالم رسید؛ اگر یک رشته از حجاب و موانع اسلام را کنار بزنم.
گر روشنی راز برون افکنم از دل
گلبانگ ان الحق ز در و بام برآرم
هوش مصنوعی: اگر که روشنایی راز را از دل بیرون بیاورم، صدای حقیقت را از در و بالای خانه به گوش میرسانم.
معشوق وفادشمن و عیب است که در عشق
ناباخته هستی به وفا نام برآرم
هوش مصنوعی: عشق تو به من وفادار است و این اتفاقی نادرست است که من وفاداری را در عشق تو قرض میزنم.
از دام غم آزاد مشو کز دل عرفی
اهوی حرم نیست که از دام برآرم
هوش مصنوعی: از درد و رنج رهایی نجو، زیرا چه بسا دل عرفی مانند آهوی حرم است که نمیتوانم او را از دام آزاد کنم.