برگردان به زبان ساده
از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم
شاخی ز درختی نشکستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: از دنیای پر زرق و برق جدا شدیم و ادامه دادیم، بدون اینکه به چیزی آسیب بزنیم و بیدردسر گذر کردیم.
دامنکشِ ما بود فریبِ غم ناموس
زین کشمکش بیهده رستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: ما در دامنکش فریب و غم گرفتار بودیم، اما از این کشمکش بیهوده رهایی یافتیم و گذر کردیم.
هر گه که به ما راحتیان راه گرفتند
لختی دل آن طایفه جستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: هر بار که افرادی که به ما آرامش میدهند، مسیری را انتخاب کردند، لحظاتی دل آن گروه را جستجو کردیم و سپس از آن گذشتیم.
پا بست در آتش زدن و رفتن از این دشت
خود را به دل سوخته بستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: در دل این دشت، با وجود آتش و درد، خود را به احساسات سوختهمان سپردیم و به مسیر خود ادامه دادیم.
گفتند که از کعبه گذشتن نه ز هوش است
گفتیم که ما مردم مستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: آنها گفتند که عبور از کعبه کار آدمهای هوشمند نیست. ما پاسخ دادیم که ما مردمی مست و سرخوش هستیم و به همین دلیل عبور کردیم.
صد جا به کمند آمده بودیم در این راه
چون برق ز بند همه جستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: ما در این مسیر بارها گرفتار شدیم، اما مثل برق از همه بندها آزاد شدیم و گذر کردیم.
هر گاه که چشم من و عرفی به هم افتاد
در هم نگرستیم و گرستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: هر بار که چشمان من و عرفی به هم میافتاد، به هم نگاه میکردیم و با هم از کنار هم رد میشدیم.