برگردان به زبان ساده
ای ساقی بلا ز شراب تو سوختیم
با آن که آتشیم ز آب تو سوختیم
هوش مصنوعی: ای ساقی، ما به خاطر شرابت مثل آتش سوختیم، در حالی که از آب تو نیز سوختیم.
در شب گذشت عمر و ندیدیم روی صبح
ای بخت از گرانی خواب تو سوختیم
هوش مصنوعی: در شب، زمان ما گذشت و نتوانستیم چهره صبح را ببینیم. ای سرنوشت، به خاطر سنگینی خواب تو ما رنج کشیدیم.
پایت رکاب پرور و دستت عنان نواز
از غیرت عنان و رکاب تو سوختیم
هوش مصنوعی: تو با پایت زمین را به حرکت درمیآوری و با دستت ریسمان فرمان را میگیری. ما از غیرت و شجاعت تو به عشق و آتش دل سوختهایم.
طالع نگر که گرم عتاب آمدی و ما
نا برده لذتی ز عتاب تو سوختیم
هوش مصنوعی: به سرنوشت خود نگاه کن، که تو با قهر و غضب به سراغ ما آمدی و ما هیچ لذتی از آن قهر تو نبردهایم و فقط در آتش آن سوختهایم.
از گرمی محبت ما سوخت شرم یار
ای عشق جلوه کن نقاب تو سوختیم
هوش مصنوعی: به خاطر محبت فراوان ما، شرم و حیا از چهره یار به آتش درآمد. ای عشق، خود را نشان بده که ما با حرارت عشقمان سوختهایم.
از خود روانه ایم به معمورهٔ عدم
عرفی تحملی ز شتاب تو سوختیم
هوش مصنوعی: ما از خود به سوی دورانی بیوجود حرکت میکنیم. در واقع، آنقدر به سرعت و شتاب تو تحت فشار قرار گرفتیم که به نوعی سوختهایم و تاب این حال را نداریم.