برگردان به زبان ساده
ماتشنگی به دجله و جیحون نمی دهیم
یک العطش به صد قدح خون نمی دهیم
هوش مصنوعی: ما تشنگیامان را به دجله و جیحون نمیفروشیم و یک فریاد تشنگی را به صد کاسه خون نمیدهیم.
آب حیات از لب ما می چکد ولی
صد چشمه زهر هست که بیرون نمی دهیم
هوش مصنوعی: ما خود زندگی و شادی را در کلاممان جاری میسازیم، اما در عین حال، درد و تلخی را از خود منتشر نمیکنیم.
شد رام تازیانهٔ ما توسن جنون
دیگر عنان فتنه به گردون نمی دهیم
هوش مصنوعی: ما دیگر اجازه نمیدهیم که فتنه و آشوب در دنیا جاری شود، زیرا از تازیانههای جنون خود کنترل را به دست گرفتهایم و هر چیز را در مسیر درستی قرار دادهایم.
اهل زمانه را هوس آب خضر و بس
کس را خبر ز چاشنی خون نمی دهیم
هوش مصنوعی: مردم زمانه تنها به دنبال آرزوها و خواستههای خود هستند و از حقیقت و عمق مسائل آگاه نیستند؛ ما هم درباره عذاب و مشکلات زندگی هیچ اطلاعاتی به آنان نمیدهیم.
بیداری از طبیعت موزون به ما رسید
کز بیم دل به قامت موزون نمی دهیم
هوش مصنوعی: آگاهی و شعور ما از طبیعت زیبا و منظم به ما منتقل شده است و به خاطر نگرانی از دل، به زیبایی و نظم خود اهمیت نمیدهیم.
دیوانه است عرفی و معموره دشمنی
ویرانه را به ملک فریدون نمی دهیم
هوش مصنوعی: عرفی به محبت و دیوانگی خود اعتراف میکند و میگوید ما این ویرانه و پریشانی را به سرزمین فریدون که نماد حکمرانی و سعادت است نمیدهیم. این بیان کننده این است که ارزش و زیبایی را نمیتوان به چیزهای خراب و بیمعنا سپرد.