برگردان به زبان ساده
به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم
کسی کو بازم آرد بر سر خم از جهان رستم
هوش مصنوعی: اگر به طور ناخواسته توبهام را بشکنم و مدت زیادی میگذرد که به میخانه نروم، کسی که بتواند مرا دوباره به سر خم میکشاند، از دنیای رستم است.
به فتراکم ببندد عشق و گوید دست و پا کم زن
که من بسیار از این صید زبون در خاک و خون کشتم
هوش مصنوعی: عشق میگوید که به تنگی و ترافیک نرو و دست و پا نزن، چون من تعداد زیادی از این شکارهای آسیبدیده را در خاک و خون از پای درآوردهام.
ردای عافیت بس خام باف است، آتشی در زن
که من زین پنبه عمری رشنه و زنار می رشتم
هوش مصنوعی: جامه آسایش به ظاهر ساده و نازکی است، اما در زیر آن آتش و حرارتی نهفته است. من از این پنبه که به نظر بیاهمیت میآید، سالهاست که زحمات و محدودیتها را تحمل کردهام.
سراسر کامم و در چشمهٔ لذت فرو رفتم
سراسر ریشم و در پنبهٔ الماس آعشتم
هوش مصنوعی: من کاملاً غرق در لذت شدهام و هر جزئی از وجودم به گونهای درخشان و نرم مانند پنبهٔ الماس آغشته شده است.
نه طوبی داشت سرسبزی ، نه کوثر داشت نمناکی
که من دز شعله زار سینه تخم ناله می کشتم
هوش مصنوعی: نه عطر و لطافت درخت طوبی را داشتم و نه طراوت و رطوبت رود کوثر را، بلکه من در آتش دل خود، بذور ناله و اندوه را میکاشتم.
تماشای جمال حور و غلمانم کجا باشد
مرا آیینه ای باید که بینم تا چه حد زشتم
هوش مصنوعی: من که زیباییهای حور و غلمان را نمیتوانم ببینم، نیاز به آینهای دارم تا بفهمم چقدر زشت هستم.
به گوشم کاتب اعمال گوید عرفی انصافی
که ننوشتم ثوابی، در گنه صد لوح شستم
هوش مصنوعی: در گوشم نویسندهای میگوید که انصافاً هیچ کاری نداشتم که بنویسم، اما در مقابل، برای گناهانم صدها لوح و نامه نوشتم تا حساب شود.